غنی ترین ساز…
غنی ترین ساز…

توجه: این گفت و گو حاوی دیدگاه و نظرات شخصی مصاحبه شونده است. هشت سال دفاع مقدس، هشت سال تحمل جنگ تحمیلی، هشت سال ناآرامی و دل‌آشوبی، چه آشفته‌بازاری حاکم بود با گذر از ضربه های اقتصادی و سیاسی و البته فرهنگی که بیانش در این مجال نمی‌گنجد، استان لرستان به خصوص خرم‌آباد خط مقدم جبهه جنگ بود، استان محرومِ همیشه در صحنه، سرزمین مادران داغدارِ تمام قد ایستاده، لرستان؛ مهد شیران شهیدِ جاوید نام. نبی‌ ا... فیروزی از هنرمندان پیشکسوت موسیقی لری معتقد است با آغاز جنگ تحمیلی حمله عراق به خاک مقدس ایران غریب به ده سال موسیقی لرستان هم گوشه‌نشین شد.

بیوگرافی:

نبی الله فیروزی سال ۱۳۳۰ در محله درب دلاکان خرم آباد متولد شد، وی فرزند مرحوم عزیزالله فیروزی از طایفه بزرگ چاغروند و مادر ایشان نیز نوه حاج رحمان فیضیان است. فیروزی از دوران کودکی با موسیقی و کمانچه آشنایی داشت، پدر وی عزیزاله نوازنده کمانچه بود و نواختن این ساز را از هنرمند فقید پیرولی کریمی آموخته بود. نبی اله فیروزی از سال ۱۳۴۰ در مکتب پدر آغاز به یادگیری ساز کمانچه نمود.در سال ۱۳۴۸ کمانچه را به خوبی می‌نواخت در همان سال به دعوت زنده یاد استاد حمید ایزدپناه (رئیس وقت اداره فرهنگ و هنر) به مدت دو سال در اداره فرهنگ و هنر مشغول به فعالیت شد. در آن مدت کوتاه با هنرمندانی از جمله زنده‌یادان رضا سقایی، حشمت اله رشیدی، حسین سالم، رامین دربندی، آقای قدوسی و همچنین آقایان بهمن اسکینی و محمد مدبر همکاری داشت و حاصل آن؛ حضور موفق در جشنواره های موسیقی در سراسر کشور بود. پس از آن به همراه زنده‌یاد مجید احمدی به خدمت سربازی اعزام شدند و به پیشنهاد تیمسار نکویی فرمانده وقت پادگان نوده در مراسم‌هایی که به مناسبت‌های مختلف با حضور مقامات سیاسی و خانواده‌های افسران  برگزار می‌شد با همراهی زنده‌یاد مجید احمدی و همراهی چند تن دیگر از سربازان نوازنده اجراهایی داشتند. پس از اتمام سربازی  به مدت دوماه برای کار به همراه زنده‌یاد رضا سقایی عازم تهران می شوند و با گروه های تئاتر بازیگران مطرح همچون صابر آتشین همکاری می کنند. از آنجایی که استاد سقایی همواره دل تنگ خرم‌آباد بوده همین سبب بازگشت سقایی و فیروزی به زادگاه شان می شود. فیروزی معتقد است اگر حنجره زاگرسی رضا سقایی در تهران پرورش می‌یافت  در سطح کشوری شکوفا می‌شد خیلی بیشتر از معروفیتی که امروز از ایشان به زبان ها جاری و در دل ها ماندگار است. فیروزی از سال ۱۳۶۶ در شهرستان‌های خرم آباد، دلفان،کوهدشت، الشتر مشغول به تدریس کمانچه می شود. تاکنون در بیش از ۱۸ کاست  نوازندگی داشته است.

 

او می گوید: گاهی در وصف پیروزی و روحیه دادن به سربازان جبهه، ترانه ‌های حماسی با اشعار میهن‌پرستانه‌ خوانده می‌شد و یا به همراه چندین تن از نوازندگان همشهری مثل استاد محمدرضا کریمی، رامین دربندی و حسین سالم بارها به جبهه رفتیم و برای رزمندگان موسیقی زنده اجرا می کردیم در غیر اینصورت عملا موسیقی لری فعالیت چشمگیری نداشت؛ در شرایطی که هر روز برادرانمان شهید می‌شدند و خانواده‌ها داغدار بودند کمتر هنرمندی به خود اجازه می‌داد آلبومی تولید کند تا برای امروز به یادگار مانده باشد. در این میان فرصتی فراهم شده بود که از میان موسیقی‌های محلی سراسر کشور موسیقی کردی(کردهای عراق) خودنمایی کند که البته به حق در آن زمان به اوج فعالیت خود رسید. کردهای سوئد و نروژ بسیار در این زمینه فعال‌تر بودند و کاست‌هایی را در ایران (به خصوص مناطق زاگرس‌نشین که اکثر قریب به اتفاق لر و لک‌زبانند و لکی به زبان کردی هم نزدیک است) روانه بازار کردند و همین امر باعث شد که موسیقی کردی در ایران رواج پیدا کند.

موسیقی لری و کردی با هم عجین اند

فیروزی در مورد ارتباط موسیقی لری و کردی با بیان روایتی ادامه داد: آنچنان که من می دانم حدود ۴۰۰ سال پیش در منطقه‌ای به نام بهار همدان واقع در مرز لرستان و کردستان لرها و کردها داد و ستد داشتند. پادشاهان قدیمی رفته رفته از اتحاد لر و کرد احساس خطر کردند و مانع همبستگی این دو قوم اصیل شدند. از نظر بنده موسیقی لری و کردی در اصل با هم عجین ‌اند هم‌چون سلسله کوه زاگرس اول و دوم که از ابتدای چهارمحال و بختیاری تا خاک سلیمانیه عراق کشیده شده، در دل رشته کوه‌های زاگرسی دست کم  ۳۳ شهرستان وجود دارد و بدون شک شباهت خلق و خو و آداب و سنن‌ مردم این شهرستان ها از دل همین رشته‌کوه‌های زاگرس نشات می گیرد. کرد و لر هر دو نژاد اصیل ایرانی و مسلمان؛ با عقاید و فرهنگ مشترک، زبان و گویش‌های متنوع. فیروزی با هنرمندان کردتبار فراوانی همکاری داشته، خوانندگانی از جمله یداله محمدی، محمد ماملی، زنده‌یاد ایرج عندلیبی، نجم‌الدین غلامی، عثمان بوکانی و ناصر رزازی. او به استفاده از آهنگ های کردی در ترانه های لری اشاره کرد و ادامه داد: آهنگ برخی از ترانه های لری از موسیقی کردی گرفته شده است. سال ۱۳۴۷ دو شب به همراه مرحوم پدر، مهمان حسن زیرک بودیم که ما را با ترانه اَر هو لیلی با وانم لیلی میزبانی کرد، بعدها با کسب اجازه از وی ترانه‌ «در سایه بختم می‌گروی یار» را با همان آهنگ برای دوست هنرمندم سیف‌الدین آشتیانی تنظیم کردم.

موسیقی لرستان به یُمن آزادی اُسرا جان تازه ای گرفت

نوازنده پیشکسوت لرستانی از آغاز جدی فعالیت موسیقی لرستان پس از جنگ تحمیلی چنین می گوید: جنگ به اتمام رسید و اُسرا به کشورمان بازگشتند. به یُمن آزادی اُسرا و شادی مردم، موسیقی لری جان تازه‌ای گرفت. ترانه هایی روانه‌ بازار شد با توجه به شرایط حاکم و امکانات اندک، هنرمندان لرستانی همگی تلاش خود را برای دوباره زنده کردن آهنگ‌های دیروزی بکار گرفتند.

از پیشینه موسیقی لرستان در تاریخ سند مکتوب و معتبری نداریم

او با بیان اینکه صدا یکی از نیروهای خارق العاده طبیعت است که پروردگار زیبایی ها خلق کرده، اظهار داشت: اینکه اصل و منشا موسیقی لرستان از کی و کجا بوده در تاریخ سند مکتوبی نداریم تا آنجایی که علم بشری به او دست یافته موسیقی از ازل با آفرینش همراه بوده همچنان که ماهواره های فضایی با تصویربرداری هایی که از فضا انجام داده اند اصواتی را هم ضبط کرده اند، هر آنچه آفریده شده با صدا همراه است اما در رابطه با موسیقی محلی لرستان؛ بنده معتقدم از دل مردم عشایر پاک و بی‌آلایش تراوش شده ‌همچنان که استاد ابوالحسن صبا زنگ شتر را از عشایر چهارمحال و بختیاری می‌آموزد و در کتاب خود به‌ زیبایی جای می‌دهد. موسیقی لرستان در دستگاه‌ زیبای ماهور تا گوشه شکسته نواخته می شده تا اینکه استاد ایرج رحمان‌پور فضای موسیقی لری را به دستگاه شور کشاند به حقیقت مدیون این دگرگونی شگرف هستیم که از هر ذهنی تراوش نمی‌کند. بنده به شخصه استاد ایرج رحمان‌پور را زینت‌بخش موسیقی لری می‌دانم و همچنین آقای داریوش نظری که در دستگاه شوشتری آهنگ های لری را به زیبایی اجرا نمودند.

غنی‌ترین ساز در موسیقی لرستان کمانچه است

نبی ا… فیروزی با بیان خاطره ای از قدیمی ترین کمانچه نوازان استان می گوید: علی‌مردان خواننده کردستانی خاطره‌ای برایم تعریف کرد که بیانش خالی از لطف نیست، شبی بهاری پیرمردی(اختیار بنیادی) با سازی بنام تال(کمانچه) که تنها دو سیم داشت مهمان ما شد؛ آهنگ‌های دلنشین با نام‌های هالو گنم خره، سوزه سوزه را به رخ موسیقی کردی کشید، ما در موسیقی کردی سازی نداشتیم که در حد کمانچه زیبا بنوازد. علی مردان می گفت آن زمان که موسیقی لرستان از زبان کمانچه خودنمایی می کرد ما کردها فقط از ساز نی‌نرمه یا شمشال (دوزیله سازی شبیه سرنا) استفاده می کردیم و به حال کمانچه لری غبطه می خوردیم. کردها بعدها با ویلن و ارگ به موسیقی خود تنوع بخشیدند. از نظر بنده خاستگاه کمانچه لرستان است هر چند سازهای مشابه کمانچه در کل دنیا وجود دارد اما هیچ یک به زیبایی کمانچه نیستند و کمانچه غنی ترین و کامل ترین ساز در موسیقی لرستان است گواه این ادعا آثار فاخر به جای مانده از زنده‌یادان اختیار بنیادیان، همتعلی سالم، علیرضا حسین‌خانی، پیرولی کریمی، قوچعلی راج، رامین دربندی، حسین سالم و آقایان درویش‌رضا منظمی، علی اکبر شکارچی، فرج علی‌پور تا محمد باجلاوندها است.

موسیقی محلی مراقبت ویژه می خواهد

با توجه به گذر زمان و تغییر ذائقه نسل جوان؛ موسیقی های محلی قدری به حاشیه کشیده شدند. این هنر نوازنده و خواننده فعال موسیقی محلی است که با آفرینش تنوع ارتباط خود را با مخاطب به خصوص جوانان دو چندان کند. زمانی موسیقی اصیل ایرانی محدود شد و موسیقی های پاپ، راک و غربی از طریق ماهواره ها بر سلیقه موسیقیایی خانواده های ایرانی تأثیر گذاشت، موسیقی محلی هم که در سایه موسیقی اصیل ایرانی نفس می کشد از این تأثیر بی بهره نبود. در حال حاضر بار مسئولیت زنده نگه داشتن و ارتقا موسیقی ایرانی و محلی به عهده هنرمندان عصر حاضر است. فرهنگ و ارشاد هر استانی می بایست از هنرمندان با استعداد موسیقی محلی حمایت کند و فضا را برای پیشرفت شان مهیا و آماده نماید.

توصیه استاد فیروزی به نوازندگان جوان کمانچه

بنده از جایگاه یک پدر دلسوز چندین توصیه دارم نخست آنکه نوازنده های جوان تا مادامی که از نوازند‌گی صحیح خود اطمینان حاصل نکردند به فکر اجراهای صحنه‌ای نباشند. دوم آنکه حتمن نوجوان ها و جوان‌های با استعداد بعنوان سفیر فرهنگی استان در جشنواره‌های ملی شرکت کنند، حضور در جشنواره‌ یعنی به چالش کشیدن سطح نوازندگی حالا نتیجه مسابقه هر چه باشد نوازنده نباید نا امید شود در عوض انگیزه بیشتر داشته باشد برای دوره بعدی جشنواره. سوم اینکه جوان ترها به پیشکسوتان هنرمند احترام بگذارند بلاخره پیشکسوت ها هم در حد توان برای موسیقی دیروز زحمت کشیدند آن هم با شرایط و امکانات محدود. در آخر اینکه به واسطه هنر در هر رتبه، مقام و منزلتی که هستیم مردمی باشیم تا مغرور نشویم، پله پله از نردبان شهرت و محبوبیت بالا رفته و جایگاه خودمان را پیدا کنیم نه اینکه جای دیگری را بگیریم. به فکر رقابت سالم باشیم نه تخریب یکدیگر، موسیقی دریای بی کرانی دارد جا برای تمام هنرمندان هست. به خاطر داشته باشیم هنرمندی که غرور کاذب را به دوش می‌کشد شاید به نقطه اوجی برسد اما عمرِ هنرمندانه اش کوتاه است.

هنر مایه هدایت است

هنرمند به‌واسطه هنرش در میان مردم محبوبیت دارد به همین دلیل اخلاق و منش او بیش از مردمِ عادی زیر ذره‌بین قرار می‌گیرد. به کرات شنیده‌ام که می‌گویند هنرمندان فلان اخلاق ناپسند را دارند این جمله مرا بسیار آزرده خاطر می‌کند چرا که شخصیت هر انسانی تحت تأثیر خانواده‌‌ و جامعه شکل می گیرد و خصوصیات ناپسند اخلاقی یک شخص را نباید برچسبی به هنرمند بودنش بدانیم. بنده معتقدم هنر، قدرت هدایت و تربیت صحیح یک انسان را دارد اما هرگز موجب گمراهی او نمی شود. اگر جوان‌ترها حمایت نشوند سرخوده و افسرده می‌شوند خدایی‌ناخواسته به مسائلی روی می‌آوردند که بهار زندگی‌شان خزان می‌شود. در جوانی غروری وجودت را فرا می‌گیرد که تصور می‌کنی هیچ‌گاه پیر نخواهی شد! ناگفته نماند محیط آلوده هم بدون تاثیر نیست، بارها شنیده‌ام متاسفانه جوان هنرمند پیش از حضور در صحنه‌ی اجرا و به دلیل نداشتن اعتماد به نفس که البته نتیجه آن کاذب است به چیزهای متوسل می شود که در شأن و منزلت هنر و هنرمند نیست تا قبل از این‌که دیر شود و خدایی نخواسته به آن خو بگیرند باید هوشیار شوند.

صحبتی با مدیرکل محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی استان لرستان

کم‌ترین حق ما پیشکسوتان برگزاری نشست مسئولین وقت ارشاد‌ با پیشکسوتان موسیقی لری است تا بنده و دوستان‌ هم‌دوره‌ای‌مان دغدغه‌های‌مان را بگوییم. از وضعیت مستمری بگوییم از سختی امرار و معاش برخی از هنرمندان، از گوشه‌نشینی و انزوای‌مان. بله ما همگی قبول داریم علم در تمامی زمینه‌ها به سرعت در حال پیشترفت است و مردم همگی خواهان تنوع و نوآوری هستند اما در هیچ کجای دنیا به هنر و هنرمند تا این حد بی‌اعتنایی نمی‌شود! ما در روشنایی روزگار جوانی‌ برای هنرمان بدون هیچ‌گونه چشم داشتی زحمت کشیدیم تا تاریکی شب‌های پیری تنها نمانیم لااقل به احترام هنر و هنرمند بودنمان. اما حالا اکثر قریب به اتفاق همکاران من گوشه ازلت گزیدند. این حق ما نبود. اداره ارشاد برای جوانان دیروز موسیقی، اجرایی با حضور گروه پیشکسوتان لرستان تدارک ببیند؛ بهای بلیت ارزان باشد که همه مردم استفاده کنند؛ هم جوانان با پیشکسوتان آشنا می شوند و هم فیلم این اجراها برای آیند‌گان به یادگار باقی بماند. ای کاش مسئولین به پیشکسوتان هنر این سرزمین تا مادامی که در قید حیات هستند بهای بیش‌تری بدهند ما بزرگداشت بعد از خودمان نمی‌خواهیم. البته شایان ذکر است برادر هنرمندم آقای امین عباسیان در انجمن موسیقی لرستان برای چند تن از هنرمندان پیشکسوت تا زمانیکه در قید حیات بودند مراسم گرامیداشت گرفتند که بنده به نوبه خودم از ایشان تشکر و قدردانی می کنم.

ردای سیاست و دلالی برازنده هنر نیست!

از نظر من هنر به خصوص موسیقی به اندازه کافی در یک چهارچوب خاص محافظت می‌شود ادغامش با سیاست نتیجه‌ای جز محدودیت نخواهد داشت از طرفی سوء استفاده اقتصادی از هنر اخلاقی نیست. باید دست دلالان از سفره هنر به خصوص موسیقی قطع شود. این وظیفه اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان لرستان است که به برگزاری کنسرت ها نظم بخشیده و از نظر کمی و کیفی به کنسرت ها نظارت داشته باشد. کارشناسان موسیقی ارشاد بعد از هر کنسرت جلسه ای با حضور اعضای گروه تشکیل دهند و ایرادات کنسرت را از همه نظر مشخص نمایند تا کنسرت های بعدی در حد مطلوب اجرا شوند.

عمر کوتاه گروه های فعال موسیقی در استان

شوربختانه عمر گروه های فعال موسیقی در استان ما بسیار کوتاه است. برای فعالیت در گروه باید آداب آن را بیاموزیم. نوازنده یا خواننده در رخت تک‌نوازی و تک‌خوانی تا اندازه‌ای می‌درخشد اما در قالب گروه تاثیر زیبا و دلنشین تری دارد. کار گروهی زمانی نتیجه‌بخش است که تمامی اعضای گروه خود را بخشی از گروه بدانند نه هرکسی تافته جدابافته باشد. عمر فعالیت گروه زمانی ادامه دار است که مدیریت منسجمی داشته باشد و سرپرست گروه با تک تک اعضای گروه رابطه صمیمی و محترمانه ای داشته باشد. گروه مطرحی مثل کامکارها به دلیل رعایت حقوق متقابل توانسته سال های سال فعالیت داشته باشد و در دنیا به رسمیت شناخته شود، جای چندین گروه موسیقی مطرح و فعال در موسیقی لری خالی است.

اجرای موسیقی در سفره خانه ها صورت پسندیده ای ندارد

فیروزی به موسیقی زنده در سفره‌خانه‌ها اشاره کرد و گفت: موسیقی در مراسم‌های شادی و عزا از روزگاران قدیم مرسوم بوده پس از مدتی اجرا‌های صحنه‌ای یا همان کنسرت امروزی باب شد که در آن بازه زمانی مخاطب از موسیقی به معنای واقعی لذت می‌برد. اگر نظر بنده را می‌پرسید بنده با اجرای موسیقی زنده در سفره‌خانه‌ها مخالفم چون اجرای موسیقی زنده در سفره خانه ها ارزش و اعتبار کنسرت های رسمی را زیر سوال می برد. هر چند شنیده ام که برخی از دوستان هنرمندمان از سر ناچاری و به دلیل مشکلات مالی مشغول به این شغل شدند.

مشکلات اسباب معیشتی هنرمندان باید برطرف شود

شوربختانه بارها شنیده‌ایم هنرمند به ناچار برای یک لقمه نان هنرفروشی می کند. هنرمندی با هزار امید و زحمت اثری خلق می‌کند چون برای تولید پشتوانه‌ مالی ندارد مجبور به فروش کار می‌شود و طی قراردادی بابت وجه دریافتی نام او کلا از روی اثر برداشته می شود! حیف که بخاطر مشکلات معیشتی هنرمند وادار به چنین عملی می‌شود و چه حیف‌تر که هستند کسانی که از آب گل‌آلود ماهی می‌گیرند!

هنر می تواند اشتغالزا باشد

فیروزی با حسرت می گوید: بخشی بزرگی از عدم پیشرفت استان ما به دلیل جدی نگرفتن نعمت‌های خدادادی و ذخایر طبیعی و البته فرهنگ و هنرمان است، فرهنگ و هنری که خود می‌تواند اشتغال‌زا باشد. موسیقی لرستان پتانسیل این را دارد که یکی از جاذبه های گردشگری باشد و برای این همه هنرمندی که تنها شغل آن ها موسیقی است درآمدزایی کند. تا این لحظه که متاسفانه مسئولین وقت این مهم را کم اهیت دانستند با این وجود امیدوارم جوانان عزیزمان مطالبه‌گری نمایند و به این مساله جامه عمل بپوشانند.