هچایه ای با حامدکریمی نوازنده و مربی دف
هچایه ای با حامدکریمی نوازنده و مربی دف

با ورود اسلام به ایران موسیقی در وضعیت نامشخص حلال یا حرام بودن قرار گرفت و هر کدام از سازها به گوشه ای پناه بردند و بست نشستند تا از وضعیت نامشخص جان سالم به در ببرند.

اختصاصی نشریه میرملاس نو- کمانچه در مراسم آیینی لرها، تنبور به مراسم آیینی اهل حق، بعضی سازها هم از ایران بار بستند و به دامان اجنبی نشستند؛ عود بین اعراب و چنگ به روسیه رفت و دیگر برنگشت. در این میان ساز دف برای بقا بیش از ۱۳ قرن در خانقاه‌ها و تکایای کردستان بست نشست، این بست نشینی تا سال ۱۳۵۳ ادامه داشت که به اهتمام هنرمند فقید استاد محمدرضا لطفی و زحمات بیژن کامکار پس از قرن‌ها در اجراهای عمومی و در موسیقی غیرعرفانی دف را استفاده کردند. دراویش کردستان به گردن دف دین انکارناشدنی دارند که این ساز را از گذر سخت تاریخ نجات دادند و به امروز منتقل کردند. دف و دپ اسم صوت است و صدایی که از کوبیدن ضربه ای به پوست دف بر می آید. ساز دف از متداول ترین و اساسی ترین سازهای کوبه ای‌ روزگاران قدیم به شمار می آید. دف در قاره آسیا بیش از مناطق دیگر جهان استفاده می شود. دف گرد(دایره شکل) ۱۳۰۰ سال پیش از میلاد در مصر دیده ‌شده است. حضور دف در ایران به زمان ایران باستان برمی‌گردد. شکل چهار گوش آن در تمدن ایلام در قرن های هفتم و هشتم قبل از میلاد به کار می‌رفته است. در ایران نمونه‌های بسیاری از دف و دایره در مینیاتورهای دوره‌ی گورکانیان و صفویان مشاهده می‌شود. در اشعار شعرای کهن و نقاشی‌های دوران صفوی اغلب دف به همراه نی دیده می‌شود. در دوران پیش از اسلام دف در موسیقی ایرانی و کُردی حضور داشته به‌طوری‌که ردپای ریتم‌های آن هنوز در موسیقی کردی وجود دارد. از نوازندگان صاحب‌سبک دف در عصر حاضر می‌توان بیژن کامکار و مسعود حبیبی را نام برد.

حامد کریمی یکی از نوازندگان برجسته دف لرستانی است که از چهار سالگی در مکتب پدر آموختن موسیقی را آغاز می کند. او متولد ۸ تیرماه ۱۳۶۶ در محله اسدآبادی خرم آباد است. پدر وی استاد محمدرضا کریمی شاگرد استاد حسین تهرانی و از هنرمندان پیشکسوت موسیقی در استان لرستان می باشد. کریمی در هشت سالگی موفق به کسب مقام اول تمبک نوازی در نخستین جشنواره رسمی آیینی سنتی در استان می شود. پس از فراگیری تمبک در سال ۱۳۷۷ دف را نزد پدر بعنوان ساز تخصصی فرا می گیرد. چندی بعد از محضر اساتید بنام همچون بیژن کامکار، محمدرضا نریمانی و افشین فرامرزیان بهره می جوید. از سال ۱۳۸۴ مشغول به تدریس دف در انجمن موسیقی لرستان و آموزشگاه های خصوصی می شود. او تاکنون بیش از ۶۰  مقام اول تک نوازی دف جشنواره های استانی، منطقه ای، کشوری و بین‌المللی را در کارنامه هنری اش به ثبت رسانده است. کریمی همکاری با صدا و سیمای مرکز لرستان وگروه های موسیقی همچون تال به سرپرستی فرج علیپور، خایدالو به سرپرستی بابک صادقی،کاسیت و دل انگیزان به سرپرستی خود او، طراوت به سرپرستی حسن سالم، سابیزا به سرپرستی یوسف سابیزا، گروه زاگرسیان ایران زمین به سرپرستی داریوش نظری، گروه شقایق به سرپرستی باقر بیرانوند و نوازندگی در آثار خوانندگان برجسته لرستانی آقایان استاد ایرج رحمانپور، علیرضا نادری، سیف الدین آشتیانی، بهمن اسکینی، فضل اله صفاری، حشمت اله رجب زاده و فیروز رضایی را جزو افتخارات خود می داند.

در ادامه گپی دوستانه با حامد کریمی خواهیم داشت.

توجه: پاسخ به سوالات ذیل نظر شخصی مصاحبه شونده می باشد.

در حال حاضر شما در زمینه موسیقی چه فعالیت هایی غیر از نوازندگی دارید ؟

من از ۱۵ سالگی در کنار نوازندگی، تدریس می کنم. به تازگی در زمینه خوانندگی شروع به فعالیت کرده ام همچنین ساخت سازهای کوبه ای را با میل و رغبت فراوان انجام می دهم و البته گروه دف نوازان ناقوس را به سرپرستی خودم تشکیل داده ام.

برای تدریس موسیقی به‌غیراز مهارت ساز زدن چه توانایی دیگری لازم است؟

برای تدریس موسیقی فقط نوازنده بودن کافی نیست؛ قدرت بیان، تسلط به تئوری موسیقی و قدرت انتقال به هنرجو موارد خیلی مهمی هستند که باید مد نظر باشند. به نظر من یک هنرمند باید صحنه‌های مختلف اجرا را تجربه کند تا برای هنرجوهایش حرفی برای گفتن داشته باشد، تنها با گذراندن یک دوره دوساله نمی‌توان مربی خوبی بود و هنرمندان برجسته‌ای را تربیت کرد.

فرآیند یادگیری ساز دف را مختصر شرح می دهید.

هنرجو در جلسات اول با تئوری موسیقی و نُت خوانی در حد ابتدایی آشنا می شود سپس نحوه گرفتن ساز و انواع ضربه های مورد استفاده در دف را می آموزد و به تدریج با انجام تمرین های مبتنی بر کتاب آموزشی با ریتم ها و تکنیک های مختلف دف نوازی آشنا می شود. فرآیند اولیه یادگیری این ساز به نحوی که هنرجو قادر باشد ریتم های ساده را بصورت تکی و همنوازی بنوازد بطور معمول حدود یکسال طول می کشد. در نهایت علاقه، پشتکار، تمرین های مستمر،  مطالعه و گوش دادن به سبک های مختلف باعث پیشرفت هنرجو می شود.

یک دف استاندارد چه نشانه هایی دارد؟

اولین مساله ای که هنگام خرید دف باید مد نظر باشد اندازه و وزن آن است که باید متناسب با قدرت جسمانی نوازنده و اندازه دست های او انتخاب شود. دف را در سایزهای مختلف کوچک، متوسط و بزرگ می سازند. وزن دف به عرض کلاف و ضخامت آن بستگی دارد. سایز کوچک دف برای کودکان در نظر گرفته می شود. به هنرجوهای مبتدی توصیه می شود دف هایی که سبک تراند و طوق باریک دارند را انتخاب کنند تا وزن دف آنها را حین تمرین خسته نکند، اما به افرادی که قدرت بدنی بیشتری دارند پیشنهاد می شود دف سنگین تری با طوق پهن انتخاب کنند. مهم ترین نکته در ارتباط با ساز دف این است که  کلاف (کمانه) آن باید صاف و بدون شکستگی  باشد به اصطلاح تاب نداشته باشد. میزان کشش پوست نیز باید به اندازه باشد، یعنی نه خیلی سفت و نه خیلی شل. معمولاً به هنرجویان توصیه می شود یک دف طلقی با کیفیت را بخاطر شرایط نگهداری به خصوص شرایط آب و هوا  تهیه کنند. در نهایت به نکات ظاهری ساز و اتصالات پوست و کلاف و گل میخ ها توجه داشته باشند.

استقبال خانواده‌ها از کلاس‌های موسیقی چگونه است؟

خوشبختانه در چند سال اخیر سطح آگاهی عموم مردم ارتقا یافته و دید خانواده ها به موسیقی مثبت است و استقبال از کلاس های آموزشی هنری به خصوص موسیقی خیلی خوب شده است، هر چند که هنوز هم قشری خاص با تفکرات پوچ زندگی می کنند و موسیقی را حرام می دانند.

چه توصیه ای برای هنرجویانی که تمایل به پیشرفت دارند دارید؟

به نظر من به آینده ساز زدن فکر کنند به اینکه موهبت یادگیری یک علم جدید به آنها عطا شده؛ هنری که شاید همه اراده ورود به دنیای بی انتهایش را داشته باشند اما هر کسی را هم درون خود نگه نمی دارد. سازی را انتخاب کنند که واقعا علاقه دارند. در انتخاب مربی دقت کنند، صبور باشند و با پشتکار تمرین های مکرر بدون وقفه داشته باشند. از محضر اساتید مجرب نهایت بهره را ببرند و موسیقی را بخش جداناشدنی از زندگی روزمره خود بدانند و آن را جدی بگیرند.

گفتید سرپرست گروه دفنوازان ناقوس هستید. از ناقوس بیشتر بگویید.

ناقوس در واقع نوعی وسیله ساده تولید صدا و جزء سازهای کوبه ای مثل زنگ و زنگوله است. از ناقوس در کلیساى مسیحیان براى فراخواندن پیروان به کلیسا استفاده می کنند. گروه دفنوازان ناقوس از سال ۱۳۸۳ به صورت رسمی آغاز به فعالیت کرده و چندین اجرای ارگانی و کارگاهی آموزشی داشته است. در حال حاضر ۳۵ نوازنده بانو و آقا با رنج سنی ۱۲ تا ۶۵ سال در گروه بصورت ثابت حضور دارند که شامل ۲۰ دف نواز، ۱۰ تمبک نواز، ۲ دهل نواز و ۳ کمانچه نوازاند. ولی ایده آل برای من ۵۰ نوازنده فعال در گروه است. در اولین فرصت هم قصد اجرای کنسرت رسمی دف نوازان ناقوس را داریم و مدتی است که با تمرین های مستمر در حال آماده کردن گروه هستیم و حتما از خواننده مهمان هم برای گروه استفاده خواهیم کرد. ناقوس برای ادامه فعالیت های خود به حمایت مسئولین و پشتیبان مالی نیاز دارد.

 

دف‌نواز موردعلاقه شما چه کسی است و دوست دارید راه چه کسی را در این زمینه ادامه دهید؟

دف نواز مورد علاقه بنده استاد بیژن کامکار است که خودم از هنرجویان ایشان بودم. استاد همیشه به هنرجویانش متذکر می شد که سعی نکنید مثل من باشید چون قطعاً به یک تار موی گندیده من هم  نمی شوید! سعی کنید خودتان باشید، بهترین باشید و بنده ام سعی دارم که خودم باشم حامد کریمی، امیدوارم برای موسیقی دیارم کارآمد باشم و دینم را نسبت به زحمات اساتیدم به نحو احسن ادا کنم.

وضعیت کنونی موسیقی لری در استان لرستان را چگونه ارزیابی می کنید؟

از نظر من حال موسیقی لرستان نسبت به حداقل ده سال پیش خوب نیست! باید اعتراف کنم هنرمندانی که در حال حاضر پیشکسوت موسیقی لرستان هستند در عنفوان جوانی دین خود را نسبت به موسیقی ادا کردند همچنان که هر ساله در جشنواره های سراسری خوش می درخشیدند و حتما در اختتامیه هر جشنواره بعنوان گروه برتر اجرای اختصاصی می داشتند. شب و روز موسیقی کار می کردند و محبوبیت موسیقی محلی در اوج بود. اما در حال حاضر دلایل مختلفی دست به دست هم دادند تا جو نامناسب شود و حال موسیقی لری بد باشد.

با توجه به اینکه لرستان طی چند سال اخیر به عنوان پایتخت کنسرت ایران شناخته شده است، نظر شما در این باره چیست؟

چه لزومی دارد در استانی که جمعیت چندانی ندارد و از طرفی فاقد سالن استاندارد است کنسرت های پیاپی اجرا شود! پایتخت کنسرت! این اسم به نظر من خیلی بار حقوقی سنگینی دارد! هنرمندان تحت حمایت مردم اند در عوض ما هم باید به مردم احترام بگذاریم و برای شعور مخاطب ارزش قائل باشیم. چرا تهیه کننده صندلی پلاستیکی اجاره ای را به سالنی که ظرفیت کافی هم ندارد اضافه می کند و با اختلاف قیمت اندکی نسبت به بلیت های اصلی به مردم می فروشند و تازه خریدار بلیت در سالن متوجه می شود چه توهینی به او شده است. برگزاری کنسرت شرایط و فرهنگ خاص خودش را دارد و نباید صِرف اینکه تعداد کنسرت ها را افزایش دهیم تا بیلان کاری بالا برود کیفیت را فدای کمیت کنیم. بله حضور اساتید برجسته در استان مایه مباهات است اما حضور بی رویه گروه های پاپ در استانی که دارای شناسنامه موسیقی ناب محلی لری است پذیرفتنی نیست!

خوب، به امید اینکه روزی لرستان پایتخت موسیقی باشد نه پایتخت کنسرت، اما منظور شما از «کنسرت فرهنگ خاص خودش را دارد» چیست؟

ببینید برای اینکه از هر رویدادی نتیجه رضایتمندی حاصل شود حداقل امکانات اولیه لازم است. منظور من از فرهنگ برگزاری کنسرت بسترسازی آن است؛ مواردی مثل سالن مناسب، حفظ فاصله زمانی بین اجراها، کیفیت اجرا و اعمال تعادل بین تعداد اجراها به تفکیک سبک با توجه به محیط است. یک سالن استاندارد دارای سِن یا صحنه اجرای وزین، صندلی های نو با چیدمان پلکانی، سیستم صدابرداری و نورپردازی با کیفیت، فضای متبوع مجهز به سیستم سرمایشی وگرمایشی، سالن انتظار، نمازخانه، اتاق پشت صحنه، سرویس بهداشتی و پارکینگ است. مسأله بعدی تقویم زمانبندی نامنظم کنسرت ها است. چرا در فاصله ده روز برای دو یا سه کنسرت در شهر کوچکی مثل خرم آباد مجوز اجرا صادر می کنند و در نهایت همه آنها فقط موفق به اجرای یک سانس می شوند در نتیجه سودی هم در میان نیست و همین که ضرر نکنند جای بسی شکرگذاری دارد. نکته مهم دیگر کیفیت اجرای گروه است؛ پس از هر اجرا در یک نشست رسمی با حضور کارشناسان زبده کار گروه حتی اگر غیر بومی هم بود مورد نقد واقع شود؛ همین باعث ارتقا کیفیت اجراهای زنده موسیقی می شود. در رابطه با تعداد اجراها به تفکیک سبک باید گفت: معمولا در شهرستان ها اولویت باید با اجراهای محلی باشد و بعد از آن موسیقی اصیل ایرانی در کنار آنها هم موسیقی پاپ و تلفیقی. پاپ هم نوعی از موسیقی است و طرفداران خاص خودش را دارد اما به نظر من نباید باعث تخریب و تحریف موسیقی محلی و سنتی شود. همه ما قبول داریم به دلایل مختلف کشش نسل جوان به موسیقی پاپ و غربی هر لحظه بیشتر می شود اما آیا تا بحال ارزیابی کرده ایم در این اتفاق تلخ چقدر مسئولین ذی ربط و خود ما هنرمندان دخیل بوده ایم؟!

به نظر شما جهت شناساندن موسیقی ایرانی به نسل جدید چه باید کرد؟

از ادبیات کمک بگیریم. از دوران کودکی می بایست فرزندان مان را با داستان های اصیل شاهنامه، گلستان و بوستان سعدی، حافظ خوانی و از همه مهم تر مَتَل های لری آشنا کنیم. به این ترتیب ضمیر ناخودآگاه او با موسیقی اصیل ایرانی و محلی خو می گیرد. از طرفی ما هنرمندان هم باید در تولید آلبوم از متن شعرهای ناب و متناسب با سلیقه جوانان استفاده کنیم.

خیلی از هنرمندان می‌گویند هنر صرفه اقتصادی ندارد، نظر شما چیست؟

از نظر من در هر زمینه ای با نیت درست و توکل به خدا  اگر زحمت بکشید قطعاً درآمد کافی خواهی داشت.کار هنری برای افرادی که حرفه‌ای و جدی عمل می کنند صرفه اقتصادی دارد.

در تمام این سال‌ها آیا به کنار گذاشتن ساز فکر کرده اید؟

به هیچ عنوان، بدون موسیقی مگر می شود زندگی کرد! موسیقی یک دنیای متفاوت است باید بنوازی و درکش کنی من با دف زندگی می کنم و در اوج عصبانیت یا نهایت خوشحالی با نواختن دف متعادل می شوم و بهتر زندگی می کنم.

درباره جایگاه کنونی زن در موسیقی چه نظری دارید؟

بانوان بسیاری در سطح کشور مشغول به فعالیت نوازندگی هستند و با وجود شرایط حاکم جای شکرگزاری است که بانوانِ دست به ساز هر روز به تعدادشان افزوده می شود و شاهد رقابت آن ها با آقایان هستیم. اما در رابطه با جایگاه مناسب باید گفت تا زمانیکه آلبوم و تک ترانه های آزاد منتشر نکنند و برای مخاطبانشان کنسرت های پیاپی نداشته باشند نمی توان گفت زنان در موسیقی حال حاضر ایران صاحب جایگاه هستند.

خاطره ای از دوران هنری خود مثلاً زمان تمرین یا اجرا تعریف کنید.

شیرین ترین خاطره من مربوط به اولین اجرای زنده در ۴ سالگی است آنقدر جثه کوچکی داشتم که وقتی روی صندلی نشستم توانایی نگه داشتن تنبک را نداشتم و پدرم پشت سرم ایستاد و تنبک را برایم نگه داشت تا بلاخره موفق شدم اجرا کنم.

آینده موسیقی لرستان را چه طور ارزیابی می‌کنید؟

شوربختانه آینده موسیقی لرستان با قبل خیلی متفاوت می شود. به خصوص در زمینه ریتم به ناکجاآباد می رویم. در حال حاضر ریتم موسیقی لرستان متأثر از ریتم های اقوام دیگر است.

و سخن پایانی حامد کریمی…

من علاوه بر فعالیت و زندگی هنری در یکی از مراکز دامپزشکی شهرستان خرم آباد مشغول به فعالیت هستم. متأهل هستم و همسر عزیزم نیز در قامت شغل شریف پرستاری به مردم خدمت می کند و با گذشت و صبوری ستودنی با زندگی هنری من کنار آمده است، حاصل زندگی مشترک ما ملودی زیبا و دوست داشتنی ۳ ساله است و همه تلاشمان را برای تربیت صحیح ایشان بکار می گیریم تا یک انسان واقعی به جامعه تحویل داده باشیم. از زحمات پدر و مادر دلسوز و مهربانم سپاسگزارم و دستان عزیزانم را می بوسم که حضور مبارکشان در لحظه لحظه زندگی برایم موجب دلگرمی و امید است.

میرملاس نو برای حامد کریمی و  ناقوسی های عزیز آرزوی موفقیت دارد.

 

(فاطمه یاراحمدی/ عضو هیئت تحریریه میرملاس نو)