ساز خوب یک سرمایه است
ساز خوب یک سرمایه است

صنایع دستی شناسنامه فرهنگی هر جامعه است و اهمیت آن ريشه در اصالت هنري هر سرزمین دارد و همه دستگاه‌های متولی فرهنگ باید از آن حمایت کنند. سازسازی هم يكي از صنايع دستي است كه چکیده ای از هنرهای درودگری، زرگری، معرق کاری توام با علم موسیقی است. این هنر در نوع خود یکی از صنایع دستی اشتغال‌زاي نیازمند حمایت وزارت هاي فرهنگ و ارشاد اسلامی، میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی و اداره کار و رفاه اجتماعی است.

اختصاصی نشریه میرملاس نو- از آنجایی که موسیقی نیز یکی از ابزارهای مهم تهاجم فرهنگی بوده، پس قبل از فرهنگ سازی نیاز به احیای فرهنگ کهن موسیقی اصیل ایرانی و اقوامی داریم. به همین منظور در مرحله اول باید برخی از مسئولان ناآگاه را با هنر، کارایی و اهمیت آن آشنا کنیم تا به حمایت همه‌جانبه از هنر و هنرمند که وظیفه‌ اصلی‌شان است عمل کنند و پس از آن با راهکارهای علمی زمینه علاقه‌مندی نسل جوان را با فرهنگ و هنر ایرانی ایجاد کنند. در این میان ذکر بخشی از نوشتار هنرمند فقید استاد محمدرضا لطفی قلندر موسیقی ایران و پهلوان تار درباره صنعت سازسازی که  ۱۷ خردادماه ۱۳۸۸ در روزنامه اعتماد به چاپ رسیده خالی از لطف نیست:

در تاریخ سازشناسی که حضرت فارابی پدر این علم شناخته می شود و هم اوست که تیره‌های نوع‌شناسی سازهای گوناگون منطقه را سازماندهی می کند، به خوبی نشان می دهد گونه های سازها چگونه تقسیم شده و تکامل یافته است. علم سازشناسی بر این عقیده است که «سازهای مختلف در کشورهای گوناگون جهان به دست یک سازساز ساخته نشده بلکه مانند زبان، غذا، پوشش و دیگر پدیده های اجتماعی که در دنیا سنت شده همراه با نیازهای انسانی تکامل یافته و سازندگان اولیه آن یک فرد خاص نبوده و طی هزاران سال تکامل یافته و هر سازی با ذائقه ای ملی نقش بارز خود را تاکنون ایفا کرده است. در قدیم سازسازها با نوازندگان بنام محشور بودند مثل رابطه نزدیک یحیی با میرزا حسینقلی، استاد عباس، شکرالله خان و کمالیان با برومند و شاهرخ با وزیری و ناظمی با پایور حکایت از این امر می کند اما امروزه سازسازها بیشتر تمایلات جوانان و شاگردان را در نظر می گیرند تا آنها که خیلی نمی دانند، راضی شوند. تازه اگر صنعت سازسازی با عشق باطنی توام نباشد و انگیزه تنها پول باشد، بخش عمده ای از معنویت صوتی ساز خدشه دار می شود… .

 

علیرضا کسراییان جوان کارآفرین خرم‌آبادی سازسازی را با عشق و علاقه دنبال می‌کند. او نهم تیرماه ۱۳۶۲ در خانواده اصیل و فرهنگ دوست در محله باغ‌دختران خرم‌آباد متولد می‌شود. پرویز پدر علیرضا کارمند تعاونی تاکسیرانی خرم‌آباد بود تا اینکه بر اثر یک حادثه غم‌انگیز قطع نخاع می‌شود، چرخ‌نشینی پرویز منجر به خانه نشینی او نشد و در قامت پدری استوار و زحمت‌کش از پای ننشست و هم اکنون مسئول انجمن معلولین ضایعه نخاعی خرم آباد است. در این میان مادر خانواده بار دو چندان زندگی را به دوش می‌کشد و علاوه بر خانه‌داری همدم و پرستار مهربان پدر علیرضا است. هنر با خانواده کسراییان از دیرباز عجین بوده و ذهن هنرپرور علیرضا از کودکی با دستانش ارتباط دوستانه‌ای داشت. نخستین اثر هنری او در سن نه سالگی بعنوان نقاشی برگزیده در نشریه‌ای سوئدی به چاپ می‌رسد و از ۱۵ سالگی در محضر آقای جعفری و پس از چندی نزد فرهاد مشتاق به فراگیری سه تار مشغول می‌شود. در دبیرستان ریاضی فیزیک را بعنوان رشته تحصیلی انتخاب و در سال ۱۳۸۰ در رشته تکنولوژی ساختمان به دانشگاه لرستان راه می‌یابد. در دانشگاه نیز بعنوان دبیر کانون موسیقی دانشگاه لرستان انتخاب می‌شود. برگزاری کنسرت های متعدد در دانشگاه لرستان، سخنرانی‌های پژوهشی اساتید برجسته‌ای همچون دکتر محسن حجاریان برای اولین بار پس از سی سال بازگشت از آمریکا در دانشگاه لرستان از جمله رزومه موسیقیایی وی در دانشگاه است. کسراییان همزمان با تدریس موسیقی در کانون موسیقی دانشگاه لرستان، آموزشگاه‌های موسیقی مشتاق و فیضیان و انجمن موسیقی لرستان؛ از سال ۸۱ تا ۹۵ در مکتب استاد حسین علیزاده مشق سه‌تار می‌کند و دوره مبانی بداهه‌نوازی استاد کیهان کلهر و ارگونومی در نوازندگی سه‌تار و تار استاد فریبرز عزیزی و مسترکلاس های دکتر هومان اسعدی را در دانشکده موسیقی تهران می‌گذراند. علیرضا تنبور را در کرمانشاه نزد استاد علی اکبر مرادی می‌آموزد و هم‌اکنون به نواختن سازهای کمانچه، پیانو، دیوان و بربط نیز تسلط کافی دارد اما فعالیت تخصصی خود را به سازهای سه‌تار و تار معطوف نموده است. کنسرت اولین گروه سه‌تار نوازی طلوع به سرپرستی او در سالن شهید آوینی مجتمع فرهنگی هنری ارشاد خرم‌آباد در سال ۸۰ ، اجرای آثار زنده‌یاد استاد پرویز مشکاتیان با گروه گلبانگ در دانشگاه علوم پزشکی سال ۸۲، همکاری با کانون آیینی سنتی استان لرستان به ریاست بهزاد پاکدل، شرکت در جشنواره موسیقی فجر، حضور در اولین جشنواره بین‌المللی تندیس‌های یخی (برف و یخ)، کنسرت‌های متعدد خارج و داخل استانی، همدردی با سیل زدگان پلدختر در تولید آهنگ غم اوما اثر هنرمند خوب شوهان با شعر زیبای عزیز نادری و همکاری با سایر هنرمندان هم‌استانی در ضبط آلبوم‌ها و تک‌ترانه‌ها را از جمله فعالیت‌های نوازندگی وی و مهم‌تر از همه راه‌اندازی نخستین کارگاه تخصصی سازگری سه‌تار، تار و تنبور در خرم‌آباد را می‌توان نام برد.

در ادامه گپی دوستانه با علیرضا کسراییان خواهیم داشت.

توجه: این گفت و گو حاوی دیدگاه شخصی مصاحبه شونده است.

چه شد از کار دولتی به سازسازی روی آوردید؟

پس از فارغ التحصیلی در رشته مهندسی عمران و قبولی در آزمون استخدامی بنیاد مسکن استان لرستان که از قضا جز نفرات برتر آزمون بودم؛ مشغول به نظارت شدم. پس از چندی طی برآورد مالی و نظارت بنده، شرکت سرمایه گزاری سهام عدالت را از یک کلاه برداری بزرگ  نجات دادم و همین باعث شد که این شرکت به اصرار، اینجانب را دعوت به کار نماید. بنده ۱۲ سال از جوانی خود را در این شرکت هزینه کردم اما در سال ۱۳۹۵ افرادی سودجو مدیریت آن را غبضه نموده و تمام کارخانجات و مایملک شرکت سرمایه گزاری سهام عدالت که اموال مردم است را به چوب حراج فروخته و من و  ۲۷ جوان خانوار‌مند را بیکار نمودند. پس از این اتفاق بد تنها راه امرار و معاش بنده از موسیقی تأمین ‌شد. علاقه من به ساز سه‌تار و تار به حدی بود که باعث شد ساخت آن را به عنوان شغل حرفه ای و تخصصی خود انتخاب کنم.

 

سازسازی را از کجا آموخته‌اید؟

از آن جایی که چوب را یک موجود زنده و طبیعی می‌دانم، استخراج صدا از آن هم برایم بسیار لذت بخش است. بنده سازگری را به صورت خودآموز طی ده سال اخیر فرا گرفتم این روند با حضور در دوره ارگونومی نوازندگی نزد استاد فریبرز عزیزی با ساخت ابزارهای کمک نوازنده آغاز شد. از جمله استند نگه‌دارنده تار در هنگام نوازندگی که بار زیادی را از نظر وزنی و تعادلی از روی نوازنده تار برداشته و به اجرای بهتر ایشان کمک می‌کند البته این طرح علی‌رغم استقبال مرکز پژوهشی دانشگاه تهران در سال ۸۵ به علت عدم پشتیبانی مالی برای انجام طرح از سوی مسئولان و نمایندگان شهرمان در نیمه راه ناتمام ماند. آری بنده در سازگری هیچ معلم مستقیمی نداشته‌ام ولی به هر کارگاهی که شناخته‌ام سر زده و نکته ای در خور ظرف فکری خود توشه نمودم که هم اکنون آثار بنده بیانگر نگرش و توانایی‌ام در این زمینه می‌باشد. در ابتدا با حداقل ابزار مورد نیاز بر روی زمین شروع به سازگری نمودم، با تعمیر قطعه ای و فروش هر ساز تجربه ای برایم به ارمغان می آمد.

فرآیند ساخت ساز را توضیح می‌دهید که از کجا می آید این آوای دوست؟

به علت خاص بودن این صنعت، از ابتدای خرید کُنده درخت باید نظارت داشت و این دقت و حضور تا انتهای تهیه جز به جز متریال باید انجام شود، شکر خدا استان ما و استان کردستان دارای نژاد بسیار ویژه‌ای از چوب توت می‌باشند که بهترین صدادهی را دارد، البته طی سال‌های اخیر از چوب‌های مشابه درختان دیگر نیز در این زمینه استفاده شده، در ساخت یک ساز نفیس گاهی اوقات تا دوازده نوع چوب، استخوان ، صدف، اپوکسی و….استفاده می‌شود، کاسه ساز سه تار و تنبور به دو روش یک تکه و ترکه‌ای معمولا از چوب توت یا گردو ساخته می‌شود و کاسه تار به صورت دو تکه و یا یک تکه معمولا از چوب توت تراشیده می‌شود و دسته سازها اغلب از چوب گردو به علت زیبایی و مقاومت بالا با تزیینات مختلف و استخوان کاری به ویژه برای تار می‌باشد.

برای خرید یک ساز خوب به چه نکاتی باید توجه کرد؟

از آنجایی که خرید و فروش اینترنتی بین مردم باب شده باید به نکته‌ای هم توجه کرد که در تصاویر، بین ساز یکصد هزار تومانی و یک میلیون تومانی تفاوتی ظاهری وجود ندارد. هنرجوی مبتدی که تجربه شناخت ساز را ندارد بهتر است از مربی یا نوازنده ساز کمک بگیرد. نکته اول در انتخاب یک ساز خوب اینکه باید سونوریته یا صدایی خوش و استاندارد داشته باشد، دوم خوش دست بودن ساز سپس نوبت به زیبائی می‌رسد. در واقع اگر در ساخت ساز از متریال مناسب استفاده شده باشد با صنعت خوب و دقیق، عمر مفید ساز طولانی‌تر می‌شود، همان‌طور که تارهای اساتید بزرگی چون یحیی، شاهرخ، جعفر صنعت ، ملکم و …. بعد از گذشت نزدیک به یک قرن هنوز در دست نوازندگان حرفه‌ای نغمه‌پردازی می‌کنند.

آیا موفق به نوآوری در ساخت ساز شده‌اید؟

هم اکنون به بازآفرینی سه تار پوست که قدما می‌ نواختند همت نموده‌ام، همچنین ابداعاتی نیز در ساخت ساز جدید داشته ام که مراحل ثبت را طی می‌نماید ولی اگر خواسته باشم اشاره مختصری کنم سه‌تار الکترونیک محصول جدید سازگری کسراییان است که دارای ویژگی‌های بسیاری از جمله کوک خودکار، خروجی صدای دلخواه، قابلیت نصب مبدل صوتی و ایجاد صدای سایر سازها می‌باشد. یکی از افتخاراتی که به واسطه سازگری نصیبم شده ساخت پروتز انگشت و مضراب برای دست راست یک معلول عزیز بود که به گفته او با یادگیری ساز میلی دوباره به زندگی پیدا کرده است، با یاری پروردگار قصد دارم در ساخت پروتزهای کمک آموزشی موسیقیایی برای معلولین خدمت رسانی کنم. در حال حاضر هم مشغول پژوهش بر روی ساختمان کمانچه هستم و این مژده را به نوازندگان کمانچه می‌دهم که در آینده آثار فاخری در این زمینه از بنده عرضه می‌شود.

از بازار فروش سازسازی کسراییان بگویید استقبال راضی کننده است؟

خوشبختانه در عرصه هنر همیشه افرادی هستند که خارج از هیاهوی تبلیغاتی به دنبال آثار فاخر باشند یا بهتر است بگویم آثار فاخر هنری همیشه راه و بستر خود را فارغ از تبلیغات پیدا می‌کنند، در این مدت کوتاه بازتاب مثبتی از اساتیدی چون استاد عرفان گنجه ای، استاد معین مظفری، استاد آیدین علیا نسب در زمینه سازگری‌ام دریافت نموده ام و سازهای من بر دامن نوازندگانی در تهران، لندن و آمریکا نشسته است و جای بسی خوشبختی است که رضایت خریداران تمام و کمال جلب گردیده به طوری که ایشان بارها لطف داشته و بعد از چندی با توجه به کیفیت سازها و مقایسه مجدداً به بنده اظهار لطف نموده اند. لازم به ذکر است سازگری کسراییان برای کلیه سازها خدمات تعمیر و سرویس و رگلاژ را انجام می‌دهد تا بستری باشد برای انجام خدمات حرفه‌ای دیگر به همشهریان عزیز چون بارها شاهد جفای برخی فروشندگان ساز در قالب تعمیر ساز به هنرجویان بوده‌ام و در قبال یک تعمیر ساده هزینه‌ای گزاف از هنرجویان مبتدی دریافت می‌کنند.

چرا برخی سازها خیلی ارزان قیمت‌اند؟

سازگری مراتب مختلفی جهت بازار هدف خود دارا است. در تولید ساز سه دسته ساز مشقی، متوسط و حرفه‌ای داریم که در کارگاه‌های مختلف ساخته و عرضه می‌گردد، با توجه به اینکه بنده در کارگاه، دست تنها هستم زمانی برای تولید سازهای مشقی یا ارزان قیمت ندارم و در حال حاضر تمام تمرکزم معطوف به ساخت سازهای حرفه‌ای تار، سه تار و تنبور است؛ البته خودم با این مسئله مشکلی ندارم و به ساخت سازهای نفیس و کلکسیونی با هدف کاربردی آن برای نوازنده علاقه‌مندم چون به عقیده بنده مهم‌ترین مطلب در عرصه سازگری ساخت ساز با سونوریته استاندارد و صدای خوش است نه صرفاً بزک کردن ساز با تزیینات، هرچند در حال حاضر بازار فروش سازهای مشقی در شهر ما داغ است که البته این امر تا حدودی طبیعی می‌باشد ولی باید نگاه جدیدی به ساز داشت چون ساز خوب، یک سرمایه است و به مرور زمان نه تنها مستهلک نمی‌شود بلکه دارای ارزش افزوده نیز می‌باشد، مهم‌تر از همه چیز به ما کمک می‌کند که صداهای درست و استانداردی را شنیده و گوش موسیقی ما درست پرورش یابد.

با توجه به اینکه کارگاه شما نخستین و تنها کارگاه سازسازی تار، سه‌تار و تنبور در خرم‌آباد است آیا تاکنون مسئولین و هنرمندان از کارگاه شما بازدید کرده‌اند؟

کارگاه سازگری کسراییان که با نام سازگری ارغنون نیز شناخته می‌شود به مدت دو سال است که به صورت گالری دائم در خدمت دوستداران هنر می‌باشد، جای گله و صد البته افسوس فراوان‌ است که تاکنون به جز تعداد محدودی از دوستان و نوازندگان که به بنده لطف داشتند و همچنین طبع بلندی در پژوهش و ارزیابی آثار هنری دارند کسی به سرای ما سر نزده است، شوربختانه بسیاری از اساتید و مسئولان ذی‌ربط فرهنگی و هنری یا از وجود چنین کارگاهی بی‌خبرند یا ترجیح می‌دهند بی‌خبر بمانند، کار من بدون کوچکترین حمایتی از سوی نهادهای به اصطلاح حمایتی هنری انجام گرفته، دریغ از وامی چهار میلیون تومانی صندوق اعتباری هنر که بنده دو سال پیش درخواست نمودم، دریغ از گزینش اثری از سازهای من برای دفاتر مسئولین فرهنگی و سازمان‌های هنری که نماد فعال بودن نخستین کارگاه سازگری تار، سه‌تار و تنبور در خرم‌آباد باشد. با این وجود بنده همیشه پذیرای ایشان بوده و هستم و هر نظری را ارج می‌نهم.

 

وضعیت کنونی موسیقی سنتی را در استان لرستان چگونه ارزیابی می‌کنید؟

در استان ما که خود صاحب موسیقی ناب محلی است نخستینگی گرایش جوانان به موسیقی محلی و پس از آن موسیقی پاپ و سپس موسیقی سنتی است. در حال حاضر شاهد کم رنگ شدن موسیقی سنتی در جامعه به ویژه در استان لرستان هستیم. شوربختانه باید پذیرش کرد اگر به پایداری موسیقی سنتی ایرانی بها ندهیم به ناچار فردا بهای گرانی پرداخت خواهیم کرد از جمله نابودی موسیقی محلی و به دنبال آن آداب و رسوم و فرهنگ سرزمینانمان که زیر پرتو دیگری قرار خواهد گرفت. در این میان هنرمندان فعال با حمایت بیش از پیش مسئولین ذی‌ربط اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان لرستان، حوزه هنری استان لرستان، میراث فرهنگی و صدا و سیما می‌بایست کنشگری دوچندان و کارساز را ارائه نمایند. به راستی چرا در مرکز صدا و سیمای لرستان نمایش ساز و رقص آیینی استان را ناروا می دانند! مگر نه اینکه سایر استان‌هایی که موسیقی محلی منطقه خود را دارند به پخش این دسته از برنامه ها مجازاند؛ این چه سیاستی است که فقط برای موسیقی لری انجام شده! از سوی دیگر سایر مراکز فرهنگی هنری نیز با برگزاری کارگاه‌های آموزشی ویژه موسیقی سنتی برای عموم علاقه‌مندان و  نشست‌های توجیهی با حضور اساتید برجسته سازهای سنتی در استان، در جذب و حفظ هنرجویانی که در حوزه موسیقی سنتی فعالیت دارند و برنامه‌های گوناگون دیگر می‌توانند تا اندازه‌ای کارآمد باشند.

تدریس موسیقی در استان لرستان از کیفیت کافی برخوردار است؟

خوشبختانه جایگاه اجتماعی هنر و آمار علاقه مخاطب به فراگیری موسیقی در بین مردم راضی کننده است ولی صد افسوس که این پتانسیل مورد بدبکارگیری  برخی قرار گرفته است، به عنوان مثال در حال حاضر نوازندگان تار و سه تار مبادرت به انجام آموزش هر دو ساز می‌نمایند، حال آنکه تخصص لازم را فقط در یک زمینه دارند یا اینکه نوازنده‌های کوبه‌ای به واسطه درک چند ریتم به تدریس چند ساز کوبه‌ای پیشدستی می‌نمایند. برای تدریس مسائلی از قبیل فن بیان، اشراف به تئوری موسیقی و تا حدودی روانشناسی لازمه کار است.

نظر شخصی شما درباره جایگاه زن در موسیقی چیست؟

بخش عمده فرهنگ ما ایرانیان از سال‌ها پیش با صدای لالایی‌ مادران پای گهواره، زمزمه نجیب خواهران پای دار قالی و میله‌های بافتنی و آواهای زنان‌ در مراسم شادی و سوگ همراه بوده است. در فرهنگ قدیم و موروثی ایرانیان صدای زنان در جایگاه مناسب خود و متناسب با شأن و مقام والای زنان مسلمان ایران زمین ‌تعریف شده است و با افتخار اقرار می‌کنم هیچ کدام از مشخصات مفسده انگیز زندگی تقلیدی از غرب را نداشته‌اند. حضور زنان در موسیقی و هم در سایر زمینه‌های هنر اثر را بسیار جذاب‌تر می‌کند چراکه زن و مرد مکمل یکدیگرند، پیوند تفکر ظریف‌پسند و پر از احساس زن با ذات هر هنری اثر قابل تأملی ارائه خواهد کرد. در نتیجه حذف یا نادیده گرفتن زن در هنر امری ناشدنی و به دور از دادمندی است.

 آیا تابحال به حذف موسیقی از زندگی شخصی‌تان فکر کرده‌اید؟

خیر تاکنون چنین فکری از مخیله بنده عبور هم نکرده و باید عرض کنم اول خدا و دوم همین هنر ناجی زندگی‌ام بوده است، چرا که با سوء مدیریت مسئولان شرکت سرمایه گزاری سهام عدالت لرستان که این شرکت را ورشکسته کردند اگر این هنر را هم نداشتم بنده هم به صف جوانان تحصیل کرده بیکار می‌پیوستم.

و سخن آخر…

زمانیکه کارگاه سازگری فقط در حد یک ایده بود تنها چند تن از دوستانم به توانایی من ایمان داشتند و به من انرژی مثبت می‌دادند از همه این عزیزان تشکر می‌کنم همچنین از همیاری بی‌پروای همسر، پدر و مادر خوبم که در فراز و فرود زندگی من را باورداشتند سپاسگزارم چرا که به عقیده بنده باور یک هنر و استعداد موجب بارور شدن آن می‌شود و آنجا است که زمینه ارائه و خودنمایی را برای ذهن زیبا اندیش هنرمند مهیا می‌کند. کلامم را با دو بیت شعر که در زندگی باور داشتم به پایان می‌رسانم یکی اینکه از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر/ یادگاری که در این گنبد دوار بماند و دیگری اینکه، نام نیکو گر بماند زآدمی/ به کزو ماند سرای زرنگار.

کسراییان هم‌اکنون درکنار همسری مهربان و صبور صاحب دوقلوی دوست‌داشتنی با نام‌های رادمهر و رهام سه ساله است و دغدغه او علاوه بر تولید سازهای حرفه‌ای با مهر کسراییان، ورود به بازار رقابت جهانی سازهای سنتی و کسب نشان مرغوبیت صنایع‌ دستی یونسکو است. او هم اکنون نیز در آموزشگاه صبا به مدیریت ذبیح‌اله کردعلیوند و آموزشگاه کاسیتال به مدیریت حسن نقدی مشغول به آموزش موسیقی هم می‌باشد و تمام تلاش خود را برای تدریس صحیح هنرجویان فعال خواهد کرد تا فردا هر یک ستاره‌ای باشند در پهنای آسمان بیکران موسیقی ایرانی. علیرضا در کارگاه و گالری دائم ارغنون واقع در چهارراه فرهنگ پایین‌تر از کانون ادب، جنب مدرسه شهید رجایی همه‌روزه پذیرای بازدید علاقه‌مندان است.

میرملاس نو برای علیرضا کسراییان و رونق کارگاه سازگری ارغنون آرزوی پیروزی و آینده‌ای تابان دارد.

 

(فاطمه یاراحمدی/ عضو هیئت تحریریه میرملاس نو)