کریستوفر نولان یک دانشمند یا یک فیلسوف اجتماعی
کریستوفر نولان یک دانشمند یا یک فیلسوف اجتماعی

30 ژوئیه (جولای) مصادف با 9 مردادماه، زادروز یکی از کارگردانان بزرگ سینما یعنی کریستوفر ادوارد نولان است. این کارگردان زاده 1970 میلادی از پدری بریتانیایی و مادری آمریکایی است. وی از همان ابتدای کودکی علاقه مند به فیلمسازی بود و اولین فیلم خود را در حالیکه تنها 7 سال سن بیشتر نداشت با دوربین 8 میلی متری پدرش و فیلمبرداری از اسباب بازی هایش، ساخت.

اختصاصی نشریه میرملاس نو- نولان به تحصیل در رشته ادبیات انگلیسی در کالج دانشگاهی لندن پرداخت و دلیل انتخاب این دانشگاه برای تحصیلات عالیه را داشتن ساختمان های مجهز فیلم سازی، بیان کرد. وی پس از سالها آموزش و فعالیت بی وقفه در عرصه ساخت فیلم از مسئولیت صدا گرفته تا مسئولیت فیلمبرداری، سرانجام در سال ۱۹۹۸ میلادی موفق شد اولین فیلم بلند خود به نام تعقیب را کارگردانی کند. سپس در سال ۲۰۰۰ میلادی با ساخت فیلم یادگاری (Memento) توجه مخاطبان سینما و منتقدان را به خود جلب کرد. وی در ۲۰۰۲ با ساخت فیلم بی خوابی (Insomnia) با بازی هنر پیشه های معروفی همچون آل پاچینو و رابین ویلیامز (فقید)، نبوغ خود را در کارگردانی فیلم سینمایی به همگان نشان داد. این فیلم که بازسازی از یک فیلم نروژی بود، تحسین کارگردان فیلم اولیه را نیز در پی داشت.

بعد از بی خوابی، نولان ماه‌ها وقت خود را صرف نوشتن فیلمنامه‌ای درباره زندگی هاوارد هیوز کرد و هنگامی که موفق به پایان رساندن آن شد، متوجه شد که مارتین اسکورسیزی کارگردان افسانه ای هالیوود در حال ساختن فیلم هوانورد با همین مضمون است، بنابراین وی علیرغم میل باطنی از ساخت این فیلم منصرف شد و بارها از وی بیان شده که بهترین فیلمنامه ای که نوشته است همین فیلمنامه است و در حین نوشتن آن بسیار از کار خود راضی بوده و لذت برده است و برای عدم ساخت فیلم آن بسیار ناراحت است.

او در سال ۲۰۰۵ میلادی با ساخت بتمن آغاز می کند، سه گانه خود را در مورد این ابرقهرمان شروع کرد. ایده ای برگرفته از کمیک (داستان مصور) های داستانی که یکی از تفریحات مورد علاقه وی در دوران کودکی نیز بوده است. این پروژه سینمایی بزرگترین پروژه تا آن زمان کارنامه کاری نولان بود. علیرغم ژانر تکراری و گیشه ای که در هالیوود مورد پسند عامه بود، نولان با نگاه نوگرایانه ای و کاملا اجتماعی به ساخت این سه گانه پرداخت. این نگاه یکی از دلایل تمایز وی با بقیه کارگردانان شاغل در هالیوود است. وی در سال ۲۰۰۶ میلادی با اقدام به ساخت فیلم حیثیت (Prestige ) تجربه ای جدید را شروع کرد. این فیلم که فیلمنامه ای اقتباسی از رمان کریستوفر پریست می باشد که داستان زندگی دو شعبده باز رقیب در قرن نوزدهم میلادی است و نولان در واقع در این فیلم به نوعی نزاع بین نبوغ و پشتکار را با الهام از زندگی حرفه ای دو دانشمند بزرگ فیزیک یعنی توماس ادیسون و نیکلا تسلا را به تصویر می کشاند. استفاده از این ایده خلاقانه تحسین اکثر منتقدان و مخاطبان را برانگیخت.

نولان بعد از موفقیت حیثیت بلافاصله مشغول به تولید دومین فیلم از سه گانه بتمن یعنی شوالیه تاریکی شد که این فیلم بن مایه ای در راستای فیلم اول داشت اما ابعاد جدیدی از جامعه شامل جرم، جنایت، پلیس، دستگاه قضایی، شورشگر، مردم فقیر، ثروتمند و جنایتکاران در دل یک جنایت بزرگ را از دیدگاه خود بیان نمود. این اثر بیش از پیش مورد پسند منتقدان و مخاطبان قرار گرفت، چرا که فروش بالایی که داشت رکورد فیلم های پیشین نولان را جا به جا کرد و همچنین در ۸ بخش کاندیدای دریافت جایزه اسکار شد. به گفته برخی از منتقدان این فیلم فراتر از یک فیلم اقتباسی بود و در سال ۲۰۰۸ میلادی چندین رکورد گیشه را جا به جا کرد و جزء پرفروش ترین فیلم های تا آن زمان شد.

بعد از موفقیت چشمگیر شوالیه تاریکی، نولان تجربه ای جدید و کاملا متفاوت را آغاز کرد به نام تلقین ( Inception )؛ فیلمی علمی تخیلی بر پایه معماری ذهن انسان؛ تجربه ای جسورانه و بسیار پیچیده برای بیان روایتی داستان فیلم. برخی از منتقدان تا قبل از اکران فیلم در سال ۲۰۱۰ میلادی از اعتماد به نفس بالای نولان، در اعتماد به هوش مخاطبانش دچار شک و تردید بودند. چراکه روایت فیلم نیازمند تمرکز بسیار بالا و همچنین چینش تکه های پازل، برای قرار گرفتن در جریان تنه اصلی داستان بود. با توجه به تعریف اکثر منتقدان از سلیقه ی مخاطبان هالیوود و تصورشان از هوش فرا گیری لایه های معنایی مختلف فیلمی، انتظار شکست این فیلم در گیشه را داشتند. اما موفقیت چشمگیر فیلم تلقین و همچنین در بین منتقدان، تمام این تصورات را از بین برد و به عقیده بسیاری از منتقدان: نولان ثابت کرد که سینما نیازمند ایده های نو و خلاقانه است و جای بیان موضوعات تکراری با بن مایه های روتین نیست، و نیازمند ایده های اصلی و ناب است. موفقیت فیلم تلقین با بازی لئوناردو دی کاپریو در بین منتقدان تا بدانجا بود که برخی آن را بهترین فیلم قرن نامیدند. این فیلم نامزد ۸ جایزه اسکار از جمله بهترین فیلم شد و همچنین چندین جایزه گلدن گلوپ، انجمن کارگردانان، نویسندگان و تهیه کنندگان برای نولان به ارمغان داشت.

در سال ۲۰۱۲ میلادی نولان آخرین فیلم خود از سه گانه بتمن به نام شوالیه تاریکی بر می خیزد را ساخت. هرچند درباره محتوای فیلم صحبت هایی بیان شد و گهگاه آن را به بن مایه ای فاشیستی متهم کردند اما این فیلم نیز هم از سوی منتقدان و هم گیشه مورد استقبال قرار گرفت. فروش این فیلم در گیشه مانند تمام فیلم های سریالی، سینما مورد استقبال بسیار زیادی قرار گرفت تا به جایی که این فیلم مرز یک میلیارد دلار فروش را رد کرد و جزء ۲۰ فیلم لیست پرفروش تاریخ قرار گرفت. از سال ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۴ میلادی وی چند فیلم را به عنوان تهیه کننده تولید کرد تا اینکه وی در سال ۲۰۱۴ میلادی به ساخت فیلم بین ستاره ای (Interstellar) پرداخت.

فیلمنامه این فیلم توسط برادرش جاتان نولان نوشته شد و قرار بود که استیون اسپیلبرگ آن را کارگردانی کند. اما در نهایت وی با کمک برادرش فیلمنامه را کامل کرد. خود نیز کارگردانی این فیلم علمی تخیلی که بر پایه نظریات فیزیکی در مورد علم نجوم خصوصا دانشمند فیزیک نظری به نام کیپ تورن، بود. تجربه ای بسیار پیچیده به مانند تلقین، که البته نولان قبلا نشان داده بود در ساده سازی مسائل پیچیده علمی بسیار تبحر دارد. فیلم چنان با روایتی ساده و روان بیان شده بود و مسائل پیچیده و بسیار سنگین علم فیزیک را به تصویر کشاند، گویی خود یک دانشمند مجرب علم فیزیک بوده و سالها این مسائل را درس داده و در مورد آنها تحقیق کرده و مقاله علمی نوشته است. فیلمی با بیش از سه ساعت مدت زمان و البته با بهره گیری از موسیقی متن زیبای ساخته هانس زیمر چیره دست، که حتی در ساخت این موسیقی متن از نظریات علمی کمک گرفته شده بود، مخاطب علاقه مند را بدون احساس خستگی پای فیلم میخکوب می کند و بیننده از دیدن این همه اتفاقات عجیب و تازه نه سردرگم می شود نه دلزده. هنر بی بدیل نولان در این فیلم بیشتر از هرجایی دیگر، خود را نمایان می کند. از دیگر خصیصه های این فیلم می توان به دقت علمی بالای در بیان روایی داستان دانست تا بدانجا که در طول پروسه تولید فیلم منجر به چاپ دو مقاله علمی شد و ژورنال آمریکایی فیزیک پیشنهاد داد که این فیلم برای آموزش در دانشگاه ها به نمایش درآید. مانند تمام فیلم های قبلی نولان این فیلم هم از جانب منتقدان و هم از جانب گیشه مورد استقبال خوبی قرار گرفت.

آخرین فیلم نولان که به عنوان کارگردان آن را ساخته است در سال ۲۰۱۷ میلادی اکران شد به نام دانکرک. این فیلم هم در سراسر دنیا با فروش مناسبی روبرو شد و در جشنواره فیلم اسکار نامزد ۸ جایزه شد و موفق به دریافت ۳ جایزه نیز شد.

همواره میتوان چندین ویژگی در اثرهای کریستوفر نولان یافت که هریک به نوعی مهر و اثر انگشت او در آن فیلم هستند. در تمام فیلم هایی که وی کارگردانی کرده همواره دارای چندین لایه معنایی به همراه لایه روایی فیلم بوده است. در تمام این لایه ها به دنبال بیان مفاهیم ارزشمندی چون توجه به هویت شخصی و خانواده، اخلاق گرایی، مفهوم خوبی به معنای کمک به جامعه، کمک به ضعیفان، بیان حقیقت به هر قیمتی، راستگویی و پایبندی به ارزش های گروهی دانست. در کنار این، لایه ی بن مایه و تم فیلم، با  لایه های معنایی که بیشتر با بیان موضوعات علمی و به چالش کشیدن ارزش های عرفی جامعه که همه مردم جامعه دچار روزمرگی مرگباری کرده و جامعه را به سوی اضمحلال و درون پوستگی می کشاند، سعی در بیان معضلات و مشکلات آینده دارد تا که جامعه را وادار به چاره جویی و یافتن راه حل کند. همچنین با بیان موضوعات فلسفی و اجتماعی سعی در آگاهی بخشی بیشتر دارد.

و صد البته لایه روایی و رویی فیلم ها که بیشتر به بیان داستان فیلم با کمک بازی ستارگانی همچون آل پاچینو، رابین ولیامز، مورگان فریمن، دی کاپریو، هیو جکمن، کریستین بیل، متیو مک کانهی، جسیکا چستین، اسکارلت یوهانسون و…  و بهره گیری از جلوه های ویژه مناسب بصری و صوتی و فوق العاده حرفه ای همواره در گیشه عملکرد موفق و قابل قبولی را داشته است. از او کارگردانی بی بدیل ساخته است که در این راه او تنها نبوده و همواره از وجود همسرش اما توماس که از ۱۹ سالگی با وی ازدواج کرده، به عنوان تهیه کننده در تمام فیلم هایش بهره برده است.

 

(عمید بهرامی/ عضو هیئت تحریریه میرملاس نو)