روز سینما…
روز سینما…

بیست و یکم شهریور در ایران مصادف است با روز سینما. روز جادوی هزاره دوم، روز پرده نقره ای، روز به تصویر کشیدن تصاویر بی جان، روز آفرینش شخصیت های اسطوره ای، افسانه ای، خیالی و گاهی واقعی که همه ما از دیدنشان به وجد می آییم. در سال 1379 خورشیدی برابر با یکصدمین سال ورود سینما به کشور، در تقویم روز بیست و یکم شهریور به افتخار این هنر بی بدیل، روز سینما نامیده شد.

اختصاصی نشریه میرملاس نو- اولین بار سینما با دستور مظفرالدین شاه قاجار وارد ایران شد. چند سال بعد به همت عبدالحسین سپنتا در سال ۱۲۸۴ خورشیدی اولین فیلم تاریخ سینمای ایران به نام ” دختر لر ” را بعد از هفت ماه کار مداوم، به صورت ناطق ساخت. این آغازی برای هنر هفتم در کشور بود. آغازی که با فراز و نشیب های زیادی روبرو بوده و سال ها با ناملایمت های فراوان همچنان از سری کالاهای فرهنگی پر طرفدار است. اما سمت و سوی آن بسیار متفاوت از آغاز ادامه یافت. روزی وسیله ی سرگرمی و خوشگذارنی جوانان کوی و برزن بود، روزی وسیله ای برای بیان عقاید مذهبی، روزی وسیله ای برای اعتراض و بیان درد جامعه و روزی وسیله ای برای بیان مفاهیم والای انسانی و کرامت آدمی. هر کدام مخاطب خود را داشت و طرفدار ادامه آن بخش از سینما. اما ذات سینما برای عموم جامعه است از فقیر تا غنی، از عالم تا نادان، از عیاش تا متفکر، از عارف تا اسیر دنیا، و همه از این پرده نقره ای، طلب خود را تمنا دارند.

شاید اولین و اصلی ترین خصیصه سینما، سرگرمی است. اما کم کم با این طیف گسترده از مخاطبان نیاز به بیان همه ی افکار، عقاید و گفتمان ها، سینما را در یک مجرای کنترل شده، انتظار جامعه قرار داد. امروزه انواع مختلف سبک سینما را داریم: مستند، کمدی، درام، جنایی، معمایی، عاشقانه، مفهومی، هنری و …. که همه محصول راضی کردن تمام مخاطبان جامعه است.

اما در هر دوره ای در طول تاریخ، زمینه ای از هنر برای بیان مفاهیم ساده تا پیچیده استفاده می شد و به اصطلاح امروزی ها مد بود. گاهی هنر شعر و شاعری، گاهی هنر ترسیم و نقاشی و گاهی هم نوشتن و نویسندگی بار القای مفاهیم را به دوش می کشیدند. اما بی شک در قرن بیست و یکم صنعت سینما در هر سبک و سیاقی، تاثیرگذار ترین بخش هنر بوده است. دلایل زیادی برای این موضوع می تواند وجود داشته باشد از این جمله باز بودن دست خالق اثر سینمایی در استفاده از حواس بیشتری مانند دیدن، شنیدن، تخیل و …. است.

اما در کشور ایران، سینما در قبل از انقلاب دو بخش کاملا مجزا از هم شد؛ سینمای گیشه و سرگرمی که محصولات آن معروف به فیلم فارسی شدند و یک بخش مفهومی که سینمای مفهومی شدند و کارگردانان بزرگی چون داریوش مهرجویی، مسعود کیمایی، علی حاتمی، بهرام بیضایی، بهمن فرمان آرا، ناصر تقوایی و …. از پرچم داران سینمایی بودن که حرف برای گفتن داشتند.

با پیروزى انقلاب، در ابتدا این تصور مطرح شد که حاکمیت دینى با سینما سر سازگارى ندارد و سینما از حیات فرهنگى این سرزمین حذف خواهد شد؛ اما با سخنان رهبر انقلاب این ذهنیت برطرف شد و با تأیید فیلم گاو ساخته داریوش مهرجویى از طرف ایشان، بعنوان سینمایى سالم، تلقى تازه اى در مورد آینده سینماى ایران پدید آمد؛ اما به هرحال برخوردها متفاوت بود.

با پیروزى انقلاب وزارت فرهنگ و هنر در وزارت علوم ادغام شد. در روز نخست دستور بازگشایى سینماها صادر شد و بسیارى از آثار انقلابى یا حتى استعمارى به نمایش درآمد. دفتر کمپانى هاى خارجى در اول سال ۱۳۵۸ تعطیل شد. در جلسه مشترک شوراى تهیه کنندگان، واردکنندگان، سینماداران و هنرمندان در تیرماه ۱۳۵۸، تصمیم بر این گرفته شد که از ورود هر نوع فیلم خارجى جلوگیرى شود و سپس پروانه نمایش فیلم هاى ایرانى که از سال ۵۸ تا ۵۹ مجوز گرفته بودند لغو شد.

بعد از انقلاب ممیزى نیز ویژگى هاى تازه اى یافت. در سال هاى نخست پس از انقلاب در جریان تنش هاى حادّ سیاسی، سینما به نازلترین حد خود از لحاظ کمى و کیفى رسید. تولید فیلم تحت تأثیر بى ثباتى سیاسی، تغییر مداوم مسؤولان و نوسان معیارهاى ممیزى و در نتیجه عدم امنیت در سرمایه گذاری، ورود فیلم هاى خارجى رونق یافته بود. در این بین، تعدادى از تولیدکنندگان فیلم هاى ایرانى تلاش کردند تولید فیلم را بار دیگر به جریان اندازند. به گونه اى که با آرمان هاى اسلامى نیز انطباق داشته باشد. فیلم هاى برزخى ها، فریاد مجاهد، سرباز اسلام و … حاصل این تلاشند.

بعد از سال ۱۳۶۰ مجموعه امور سیاسی، فرهنگی، اقتصادى و صنفى سینما تحت نظارت دولت قرار گرفت و تأثیر مثبت آن با محدودیت ورود فیلم هاى خارجی، حذف عوارض سنگین از فیلم هاى داخلی، نظم بخشیدن به ارتباط میان صاحبان سینما و صاحبان فیلم، پرداخت وام بانکى به تهیه کنندگان و بسیارى موارد دیگر خود را نشان داد. اصلاحات انجام شده متأثر از اراده عام سینماگران ایرانى بود. اما این سیاست سینمایى تبلیغات منفى نیز در پى داشت که بخشى از آن در بحث ممیزى قابل توجه مى باشد.

 

به تدریج از سال ۱۳۶۴ با ایجاد رابطه مناسبتر میان سیاستگذاران و سینماگران، آثارى خلق شد که توانست نظر منتقدان و روشنفکران را به خود جلب کرده و با اقبال عمومى مواجه سازد و در عین حال سینماى ایران را در سطح جشنواره هاى جهانى مطرح کند.
دهه شصت فوران کارهاى درخشان نسل دوم سینماى جدید ایرانى است. در ابتداى دهه هفتاد با تصمیم دولت، یارانه حذف شد. رویداد دیگر این سال تأسیس مؤسسه رسانه هاى تصویرى بعنوان سازمان دهنده فعالیت هاى قانونى شبکه ویدئویى کشور بود. این اتفاق در پى آزادسازى ویدئو مطرح شد. در این دوره حضور فیلم هاى ایرانى در جشنواره هاى جهانى و کسب جایزه براى مدیریت سینمایى به خودى خود ارزشمند نبود.

در سال ۱۳۷۹، پیشنویس قانون سینما ارائه شد که در آن دادگاه صالحه براى رسیدگى به خطاهاى سینمایى پیش بینى شده است. همچنین استراتژى سینماى ایران در برنامه پنج ساله سوم توسعه انتشار یافت. ویژگى و مشخصه این دوره که به سینماى بعد از دوم خرداد مشهور است، بحث سنت و مدرنیته مى باشد(۱).

اما شاید این روز فرصتی باشد برای قدردانی و بزرگداشت این هنر دوستداشتی و کم نظیر. شاید بشود با تمام آسیب ها و نقایص موجود در هنر و صنعت سینما، استفاده های بیشتری داشت و از ظرفیت های بسیار زیاد آن سود برد.

۱-منبع سایت اینترنتی بیتوته

 

(مرضیه پاپی)