موسیقی سنتی از طرف مسئولین حمایت نمی‌شود
موسیقی سنتی از طرف مسئولین حمایت نمی‌شود

آواز ایرانی كه پیشینه ای درخشان و طلایی را در تاریخ موسیقی ایران به ثبت رسانده، اكنون با گذشت زمان و از دست رفتن استادان بزرگ فن و تحولات و تغییرات اجتماعی، دوران بی مهری و فراموشی را سپری می كند و به توجه بیشتر مسئولان نیاز دارد. ما ایرانیان همیشه با تکیه به ریشه‌های‌مان زنده و شاداب بوده ایم اما گویی این هنر كهن اصیل ايرانی از گذشتۀ خود دور نگه داشته شده و مکتب اساتید به نام آوازی سال هاست که شاگردی ندارد.

اختصاصی نشریه میرملاس نو- چرا از نسل ظلی ها، بنان ها، گلپاها و ایرج ها آوازخوانی به نسل ما نرسید تا قدرت و جسارت پریدن و پرواز در آسمان هنر آواز را داشته باشد. بخش بزرگی از موسیقی آوازی امروز به جز مناسبات قانونی و رسانه‌ای از درون تهی شده و فاقد اعتماد به نفس است. چه سیاستی پس پرده ترویج موسیقی های بی اساس به اصطلاح فست فوتی وجود دارد! مگر موسیقی پاپ در ایران بعد از انقلاب تا دو دهه ممنوع نبود؟ مگر رفع محدودیت و ممنوعیت برای خوانندگان پاپ از نوروز ۱۳۷۷ با ورود و معرفی بدل‌های خوانندگان پاپ خارج‌نشین توسط صدا و سیما صورت نگرفت و همین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به آلبوم‌ها و کنسرت‌های این بدل‌کارها مجوز داد! در چند دهه اخیر کمپین مبارزه با خواننده سالاری به راه افتاده در حالیکه خواننده محوری طبیعت موسیقی و فرهنگ ما ایرانیان بوده و اصل موسیقی ما بر اساس شعر و ملودی است. برون‌داد پیشبرد این رویه ها و حجمه ها کاملاً مشخص است؛ آواز و موسیقی ایرانی نفس اش به شماره افتاده و امروز نیازمند غبارزدایی است. با وجود شرایط نامناسب تنها مگر به همت مدرسان دلسوزآواز ایرانی غبار زمان از چهره آواز و موسیقی ناب ایرانی زدوده شود. ذبیح اله کردعلیوند از جمله مدرسان خوش ذوق آواز ایرانی در شهر خرم آباد است که قریب به بیست سال از عمر خود را به پای تدریس آواز ایرانی گذاشته و همچنان به این مکتب آیینی و مقدس خدمت می کند.

ذبیح اله کردعلیوند دهم محرم (روز عاشورا) سال ۱۳۹۴ هجری قمری مصادف با  ۱۴ بهمن ماه ۱۳۵۲ خورشیدی در خانواده‌ای متدین از طایفه بزرگ کردعلیوند (بالاگریوه) در محله خیرآباد شهر خرم‌آباد متولد می‌شود. در کودکی احساسی عجیب از ضمیرناخودآگاهش او را به سمت موسیقی می‌کشاند، آواز خواندن و گوش جان سپردن به ترانه‌های ناب از خوانندگان برجسته ایرانی جای بازی‌های کودکانه او را می‌گیرد. در مدرسه نیز عضو گروه‌های سرود می شود. اولین تجربه اجرای زنده او در سن ۱۱ سالگی بعنوان تک‌خوان گروه سرود پایگاه شهید محلاتی خیرآباد خرم‌آباد به سرپرستی یونس عالی‌پور بوده که این تجربه شیرین را مدیون غیبت تک‌خوان اصلی گروه به دلیل سرماخوردگی می‌داند وقتی بدون آمادگی قبلی در بیت امام جمعه وقت حاج آقا میانجی تک خوانی می کند نظر سرپرست گروه به او جلب می شود، از همان روز به بعد بعنوان تک خوان گروه انتخاب می‌شود. آغاز پیگیری جدی او برای خواننده شدن از دوران نوجوانی‌اش رقم می خورد. در دبیرستان نیز به دلیل علاقه وافر به اشعار بزرگان پارسی و آواز موسیقی ایرانی، رشته ادبیات و علوم انسانی را برمی گزیند. اولین کار موسیقی تئاتر او با همکاری گروه تئاتر دبیرستان شهید مطهری در برنامه ای بنام آرش کمانگیر بوده که در آن نیز صوفی نامه بیات اصفهان را با همراهی پیانو محمد عادلی اجرا می‌کند. همچنین با اجرای زنده برای قطعه ی گل‌واژه‌های فلسطین در امور تربیتی خرم‌آباد مقام برتر تک‌خوان در استان لرستان را کسب می نماید. در پانزده سالگی از محضر استاد فقید زنده‌یاد عیسی سپهونی در کانون ادب به تلمذ می‌پردازد و دوره‌های صداسازی و سلفژ را تا سال‌ ۱۳۷۲ به پایان می رساند. پاییز سال ۱۳۶۹ در محله شمشیرآباد دوره آموزش آواز استاد حسین کردی تشکیل می‌شود و آوازهای افشاری و بیات زند(ترک) را از محضر ایشان می‌آموزد تا اینکه در اسفند همان سال به دلیل نامعلومی کلاس وی تعطیل می‌شود. لغو شدن کلاس آواز او را از ادامه مسیر مأیوس نمی‌کند و از ابتدای سال ۱۳۷۰ به مدت دو سال هر هفته به بروجرد سفر می کند تا ردیف‌های استاد محمود کریمی را نزد استاد مجتبی باعزم فرا می‌گیرد. با وجود عدم شرایط مناسب در آن‌ سال‌ها، شوق به پرواز در آسمان بی‌کران هنر او را راهی تهران می‌کند. از سال ۷۲ تا ۷۳  ردیف‌های آوازی قدما را در مکتب استاد ایزد کاویانی به پایان می‌رساند. همزمان استاد کاویانی او را به استاد اسداله ملک ویلونیست و آهنگساز مطرح موسیقی ایرانی می‌سپارد تا ردیف‌های استاد صبا را بیاموزد. کردعلیوند در دوره سه ساله‌ی شاگردی استاد ملک، شیفته مکتب استاد صبا می‌شود. پس از آن در سال‌ ۱۳۷۴ ردیف‌های آوازی عبداله دوامی و نورعلی برومند را نزد استاد سید نورالدین رضوی سروستانی می‌آموزد. با سپری شدن زمان و بهره‌مندی از مکتب اساتید به نام، بیش از پیش تشنه‌ دریای بی‌انتهای ساز و آواز شده، دریایی که از دل هر صدفش مروارید‌ی تابان خودنمایی می‌کند. او به اساتید بزرگ تهرانی بسنده نکرده و راهی اصفهان می‌شود. در محضر استاد علی اصغر شاه‌زیدی و سید رضا طباطبایی یک دوره ردیف آوازی می‌گذراند. پس از اتمام دوره‌های آموزشی برای رفع اشکال از محضر استادان بزرگی چون احمد ابراهیمی، کریم صالح عظیمی، شاپور رحیمی، محمد عظام، جمال‌الدین  منبری، محمد صفار منتشری کسب فیض می‌کند. ذبیح‌اله نسبت به همشهریانی که همچو او آرزوی سر دادن آواز موسیقی ایرانی را داشتند احساس مسئولیت می‌کند با کسب اجازه از محضر اساتیدی که خود را مدیون مکتب ایشان می داند تدریس آواز ایرانی را از سال ۱۳۷۶ بعنوان نخستین کلاس رسمی آموزش آواز ایرانی در خرم‌آباد از طریق انجمن موسیقی لرستان آغاز می‌کند. تا پیش از او هوشنگ حقیقت طلب(دندانپزشک) و حسین کردی(مداح اهل بیت(ع) ) برای مدت کوتاهی که در خرم‌آباد ساکن بودند کلاس آواز برگزار می‌کنند که هر دو از خرم‌آباد مهاجرت می‌نمایند. کم‌کم آوازه شیوه شیرین تدریس او در استان طنین‌انداز ‌شده و هنرجویان بسیاری از شهرستان‌ها به کلاس او مراجعه می‌کنند. اما بنا به ادای تکلیف و با توجه به تجربه تحمل سختی پوییدن راه‌های دور و دراز به عشق یادگیری آواز؛ برای علاقه‌مندان شهرستانی دوره‌های آموزشی را در شهرستان‌هایشان برگزار ‌می‌کند. ذبیح‌اله کردعلیوند هم‌اکنون دارای مدرک کارشناسی ارشد فلسفه و کلام انسانی از دانشگاه آزاد اسلامی خرم‌آباد، مسئول واحد شعر و موسیقی صدا و سیمای مرکز استان لرستان،‌ عضو هیئت مدیره انجمن موسیقی استان لرستان است. همچنین در آموزشگاه‌های آزاد موسیقی بهارمست به مدیریت فرید رحمتی و آموزشگاه موسیقی صبا به مدیریت خود او مشغول به تدریس آواز ایرانی است. علاوه بر کنسرت های متعدد از جمله افتخاراتی که در کارنامه او می درخشد کسب مقام اول آهنگساز، خواننده و ناظر ضبط در جشنواره‌های مختلف تولیدات مراکز استان‌های صدا و سیمای جمهوری اسلامی طی سه دوره همچنین بهترین واحد موسیقی از میان مراکز صدا و سیمای کشور به چشم می خورد. کردعلیوند قدردان حمایت‌های همه‌جانبه خانواده است و زیر سایه پر مهر پدر و مادر  با همراهی همسری مهربان صاحب دو فرزند پسر با نام‌های محمدمهدی و علیرضا هنر را زندگی می‌کند.

در ادامه گپی دوستانه با ذبیح اله کردعلیوند خواهیم داشت.

توجه: این گفت و گو حاوی دیدگاه شخصی مصاحبه شونده است.

 

چه شد که خواننده شدید؟

من در آغوش پدری بزرگ شدم که با صدایی خوش آواز می‌خواند و هنوز هم صدای ایشان برای من حال و هوای دیگری دارد. به واسطه تقلید از پدر از کودکی آواز زمزمه می‌کردم آنقدر کوچک بودم که به خاطر ندارم اولین شعری که خواندم چه بوده! کمی بعدتر پدرم دو کاست با نام‌های مرکب‌خوانی استاد محمدرضا شجریان و آتش در نیستان استاد شهرام ناظری را برایم خرید و تشویقم کرد که شبیه این دو استاد بزرگ بخوانم، دفعه اول اصلا خوشم نیامد اما به اصرار پدرم بارها گوش دادم تا اینکه کم‌کم یخ وجودم آب شد احساس کردم می‌توانم چهچه یا همان تحریر آوازی بزنم، خود به خود تمرین کردم و هربار بهتر می‌شدم پدرم که شاهد علاقه و تلاشم بود کاست‌هایی از ایرج و گلپا و … برایم خرید تا اینکه وقتی به خودم آمدم دیدم تمام ترانه‌ها را از بر شدم و دقیقا شبیه خودشان به آواز می‌خوانم. مشتری کاست‌های آوازی شدم و آن زمان استودیوهای کاست‌فروشی و سازفروشی استاد اکبر یاوریان در پاساژ مستوفی و استاد سعید نصیری در پاساژ پلاسکو پاتوق هنرمندان شهر بود و به واسطه راهنمایی ایشان راهی یادگیری صحیح آواز شدم.

از آواز ایرانی بگویید.

از زمان ثبت و ضبط صوت در ایران در سال ۱۲۸۴ همه‌ی آوازخوانان سعی داشتند که با آثاری متفاوت همراه با تکنیک‌ برای معرفی آواز ایرانی تلاش نمایند و در کنار خواندن نیز به آموزش این مهم و تربیت شاگردان در صدد انتقال نکته‌های ریز آوازی برآیند. تا قبل از سال ۱۳۲۰ خوانندگان بزرگی که صفحات صدای آنها آواز ایرانی را زنده نگاه داشته و البته جنبه‌ی آموزش برای آیندگان داشت از جمله‌ ابوالحسن قزوینی معروف به «اقبال‌السلطان یا اقبال آذر»، میرزا حبیب شاطر حاجی اصفهانی، سید عبدالرحیم اصفهانی، اسماعیل مهرتاش، عبداله دوامی و سید حسین طاهرزاده، قمرالملوک وزیری، روح‌انگیز، تاج اصفهانی، سید جواد بدیع زاده، رضا قلی‌ میرزا ظلی، رضاقلی خان تجریشی و … را می‌توان نام برد. پس از آغاز بکارگیری موسیقی در رادیو خوانندگانی همچون بنان، عبدالعلی وزیری، حسین تجویدی، داریوش رفیعی، عبدالوهاب شهیدی،ایرج، گلپا، محمدرضا شجریان و تعدادی از بانوان خواننده به اجرای آواز ایرانی پرداختند. تمامی این خوانندگان با حفظ سنت‌های قدیمی موسیقی ایران هر یک صاحب مکتب و شیوه خوانندگی منحصربه فرد شدند و به مرور شاگردانی هم تربیت کردند.

به نظر شما  امروز حال موسیقی ایرانی خوب است؟

موسیقی ایرانی در سال‌های اخیر به دلیل عملکرد ضعیف دست اندرکاران و متصدیان امور فرهنگی و هنری، همه‌گیر شدن موسیقی پاپ و عدم حمایت ادارات و ارگان‌های ذی‌ربط روزگار خوبی را سپری نمی‌کند. موسیقی ایرانی در پایتخت هم حمایت نمی‌شود چه رسد به مراکز استان‌ها، بدیهی است که این بی‌حمایتی‌ها و بی‌توجهی در شهرستان‌ها نیز ده‌ها برابر خواهد شد، به ویژه در استان لرستان که در تمامی زمینه‌ها حمایت نمی‌شود. این گلایه را از زبان کسی می‌شنوید که بیش از بیست سال در حوزه موسیقی فعالیت دارد و تا این لحظه هیچگونه پشتیبانی و کمکی را لمس نکرده‌ام، بنده با اینکه در بطن کار هستم و هم در انجمن موسیقی استان و صدا و سیما مرکز استان جزو نیروهای اجرایی هستم اما برای برگزاری کنسرت حتی برای رزرو تاریخ مشکل داشتم و همیشه به احترام یا اجبارگروه‌های نوپای دیگر عقب نشسته‌ام.

چه پیشنهاد/هایی برای بهبود وضعیت نابسامان موسیقی ایرانی دارید؟

حفظ و ترویج موسیقی اصیل هر منطقه‌ای در گرو حمایت دولت، وزارت ارشاد، شهرداری و اسپانسرهای مالی است. مقدمه‌چینی برگزاری کنسرت‌ها بایستی به صورت کاملاً رایگان بدون هیچگونه چشم‌داشتی از جانب متصدیان امور مربوطه انجام گیرد تا انگیزه هنرمندان برای انجام فعالیت‌های فرهنگی و هنری بیشتر شود نه اینکه به دلیل مسائل حاشیه‌ای مثل اجاره‌ سنگین تبلیغات میدانی که به شهرداری پرداخت می‌شود یا بهای رزرو سالن اجرا و صدابردار و تازه برسیم به بحث بلیت‌های نیم‌بها و بی بها که در حین مراحل اخذ مجوز باید تسلیم و تقدیم این اداره‌ها کنیم، اجرا برای مخاطبانی از جنس صندلی‌های خالی و سالن نیمه پر مأیوس شوند و حتا متحمل زیان مالی پس از اجرا هم باشیم. این در حالی‌ است که بیش از نیمی از هنرمندان حوزه موسیقی از همین راه امرار معاش می‌کنند. از طرفی می‌بایست رسانه‌های ملی در پخش موسیقی‌های ناب ایرانی همت گمارند. اگر با همین رویه پیش رود موسیقی‌های جدید بدون کیفیت جای موسیقی تأثیرگذار، عرفانی و عاشقانه ایرانی را می‌گیرد. از آنجایی که هر چه از رسانه ملی پخش شود کم کم همان سلیقه مردم می‌شود رسانه ملی موظف است سلیقه مردم را به بهترین شکل ممکن هدایت کند. از طرفی جامعه از دنیای موسیقی انتظار آثار جدید دارد اما باز در این امر هم مشکل داریم. تولید اثر در قالب تک‌ترانه یا آلبوم هزینه‌های هنگفتی از جمله رزرو استودیو و حق الزحمه نوازنده‌ها و ساخت کلیپ جملگی بر عهده خواننده یا آهنگساز است در حالی که با شرایط موجود از نشر اثر هیچگونه درآمدی حاصل نمی‌شود حتی هزینه‌ای که صرف تولید آن ‌شده؛ چه رسد به انتظار سود! برای رفع این مورد باید وزارت ارشاد از حقوق مؤلفین و مصنفین حمایت و با متخلفان نشر غیرقانونی و رایگان آثار برخورد جدی کند و با کمک رسانه ملی برای عموم مردم فرهنگ‌سازی کنند. در نهایت و با این اوصاف باید بپذیریم در چنین هوای آلوده‌ای که همه دست روی دست گذاشته‌اند، نفس‌ فرهنگ و هنر به شماره افتاده است.

در سنوات اخیر، لرستان بعنوان پایتخت کنسرت شناخته شده نظر شما در این باره چیست؟

پایتخت کنسرت! عنوان مناسبی است، کنسرت‌هایی که اکثراً به همت انجمن موسیقی استان لرستان برگزار شدند؛ حضور هنرمندانی همچون شهرام ناظری‌، همایون شجریان و گروه کامکارها و بسیاری دیگر از چهره‌های مطرح موسیقی ایرانی، کنسرت‌های پاپ برای نسل جوان و همچنین کنسرت‌های محلی؛ این‌ها همگی خوب‌اند اما در این گذار چه حمایتی از بچه‌های موسیقی ایرانی در استان شده؟ هیچ! به دلیل ترافیک درخواست کنسرت؛ بنده به عنوان یکی از متولیان این امر نتوانستم برای گروه خودم یک زمان اجرای مناسب پیدا کنم. اسپانسرها بیشتر به دنبال پول و شهرت در سایه خوانندگان نوپایی هستند که با ترویج آداب غلط به جامعه آسیب‌های غیرقابل جبران‌ می‌زنند در واقع دغدغه فرهنگ را ندارند و به فکر سود بیشتر از پس هر اتفاقی هستند. البته دولت هم هیچ حمایتی از گروه‌های موسیقی ایرانی که در استان‌ها مشغول به فعالیت‌اند نکرده است حداقل در بیست سالی که گذشته!

از کنسرت‌هایتان بگویید.

در واقع می‌توان گفت طی بیست سال گذشته بیش از ۳۵ کنسرت با هدف ترویج موسیقی ایرانی داشته‌ام. در کارگاه استاد بزرگ آواز ایران محمدرضا شجریان شرکت نموده‌ام. اجرای کنسرت با تار ساسان بازگیر در تالار اندیشه با حضور استاد فریدون شهبازیان، استاد علی اصغر شاه زیدی، استاد علی جهاندار، استاد مظفر شفیعی و اجرا در تالار ارسباران به مناسبت بزرگداشت استاد احمد مراتب با نوازندگی نی امیر بیات با حضور اساتیدی چون حسام‌الدین سراج، علی رستمیان، محمد ابراهیم ذوالقدر، هاشم احمدوند، میلاد کیایی و فاضل جمشیدی. از سال ۱۳۷۶ با گروه چاووش به سرپرستی دکتر علیرضا یاری در خرم‌آباد شروع به برگزاری کنسرت‌ کردم، پس از آن تا سال ۱۳۹۰ کنسرت‌هایی را با گروه عشاق به سرپرستی رضا پرویززاده، گروه آژین به سرپرستی دکتر حبیب سلیمانی، گروه باربد به سرپرستی دکتر ساسان بازگیر برگزار نمودیم. چندی بعد‌ با همکاری و سرپرستی دوست عزیزم مهندس مختار فلاحی گروه صبا را تشکیل دادیم و با همکاری جمعی از هنرمندان جوان و جویای نام شروع به فعالیت نمودیم. برای هر کنسرت از ۶ تا ۸ ماه قبل، هفته‌ای ۳ جلسه جدی تمرین می‌کردیم تا برای مخاطبان‌مان یک اجرای خوب و بدون نقص داشته باشیم. با تمام وجود می‌گویم گروه صبا برای عزیزانی که در کنسرت‌ شرکت می‌کنند ارزش و احترام قائل است. همه اعضای گروه با تلاش و همت فراوان زحمت کشیده‌اند و همین همتِ جمعی، گروه صبا را به تنها گروه ملی موسیقی ایرانی در استان لرستان تبدیل کرد. شاکله اصلی گروه صبا را مهندس مختار فلاحی سرپرست گروه و نوازنده ویلن، امیر بیات نوازنده نی، آرین امیری نوازنده سنتور و بنده کمترین تشکیل دادیم. با حضور و همکاری دوستان گرامی‌ام میثم یاراحمدی و خسرو عینی‌تاری نوازنده تمبک، وحید اسدیان نوازنده سه‌تار و عود، رامین ترک‌زبان نوازنده کمانچه و ماه‌کمان، شهریار عینی‌تاری و احمد شاکرمی نوازنده تار و بم‌تار، فاطمه طهماسبی نوازنده سه تار، میترا استغفاری و کیمیا کوگانی نوازنده سنتور، علی مهران، مهرداد عزیزی و مرضیه زهتاب نوازنده کمانچه و سارا سبحانی نوازنده پیانو به فعالیت خود ادامه داده است.

کنسرت‌ صبا چه ویژگی بارزی دارد؟

کنسرت‌های من با گروه صبا طی دو سانس برگزار می‌شوند سانس اول به خوانندگی خودم و سانس دوم را به شاگردی اختصاص می‌دهم که دوره یادگیری آواز را به نحو احسنت پشت سرگذاشته و از نظر من آمادگی خواننده شدن را دارد. به همین واسطه هم کار با گروه را می‌آموزد و هم به جامعه موسیقی معرفی می‌شود. مهم‌تر اینکه با اشتیاق تمام در میان حضار در سالن به نظاره ثمره‌ی تدریسم می‌نشینم و پروردگار مهر و هنر را شاکرم که تا این لحظه فرزندان آواز من همگی مایه حفظ آبرویم هستند. آقایان شهرام فرهمند، امیررحمان خسروی، بردیا مهرآرا، رامین میر و هدایت رستمی به صورت رسمی مشغول به فعالیت هستند و البته چند تن دیگر که هنوز به شکل رسمی تک ترانه یا آلبوم تولید نکرده‌اند و کنسرت زنده نداشته‌اند.

پیرو کدامیک از اساتید به نام آواز هستید؟

بنده در آواز بیشتر پیرو استاد جلال‌الدین تاج اصفهانی و ادیب خوانساری مکتب اصفهان هستم و خوانندگان مورد علاقه‌ام ایرج، گلپا و محمدرضا شجریان هستند با این وجود سعی می‌کنم با حفظ اصالت‌ها، آواز را طوری بخوانم که تقلید صرف نباشد.

آیا تاکنون تک‌ترانه یا آلبوم موسیقی تولید کرده‌اید؟

به علت مشکلات مادی تاکنون آلبوم رسمی نداشته‌ام اما بیش از دویست ترانه و آواز و تصنیف در واحد صدا و سیما اجرا کرده‌ام که بارها از شبکه های مختلف استانی پخش شده‌اند و در کنار آثار ایرانی ترانه های محلی لری و لکی نیز دارم.

با توجه به استقبال عمومی از مسابقه‌های خوانندگی که با مدیریت شما از صدا و سیمای مرکز استان لرستان برگزار شد، حواشی مبنی بر انتخاب ناشایست و غیرحرفه‌ای برخی از متقاضیان مطرح و اعتراضی جمعی را به دنبال داشته؛ بعنوان سرپرست واحد موسیقی صدا و سیما چه توضیحاتی دارید؟

بنده بعنوان یکی از عوامل مسابقه‌های خوانندگی در چند سال گذشته اطمینان می‌دهم که هیچگونه رابطه‌بازی در انتخاب عزیزان شرکت‌کننده رخ نداده است. ممکن است یک صدای خوب در مرحله انتخاب، اجرای خوبی نداشته و رد شده باشد و یا بالعکس. بعضاً پیش می‌آمد که یک صدای خوب به مرحله انتخاب نرسیده با معرفی شخصی معتمد و متخصص صدای ایشان شنیده شده باشد و به افراد انتخابی اضافه شود و یا اینکه مجبور به انتخاب و تایید نهایی تنها ۴۰ تن از بین ۲۰۰ شرکت‌کننده خوب باشیم. همچنین یکی از دلایل انتخاب داورها می‌تواند سلیقه‌ شخصی هم باشد اما هرگز به شکلی نبوده که حق برادر عزیزی ضایع و یا به دلیل رابطه جای کسی به دیگری داده شود. عزیزان شرکت‌کننده در همین مسابقه‌ها به جرگه‌ی خوانندگان استان پیوسته‌اند و هم‌اکنون مشغول به فعالیت‌‌اند. نقطه عطف مسابقه‌هایی مثل دنگ، اجرای گویش‌ها و لهجه‌های مختلف استان است که در طی ۴۰ سال گذشته امکان حضور در رسانه ملی را نداشت.

در استودیوی صدا و سیما مرکز لرستان ضبط بسیاری از آثار با نظارت شما انجام می شود، بسیاری از عزیزان از هزینه سنگین ضبط گلایه دارند، در این باره شفاف‌سازی بفرمایید؟

در استودیوی سازمان صدا و سیما آثاری ضبط می‌شوند که قبلاً شعر آن در شورای شعر و موسیقی مرکز استان و تهران مصوب شده باشد و مجوز این آثار برای خود این سازمان باشد. هیچگونه هزینه‌ی ضبطی برای آثار درون سازمانی از کسی گرفته نشده است و نخواهد شد. این آثار اگر برای پخش از صدا و سیما مجوز بگیرند به‌ آنها هزینه‌ای پرداخت نمی‌شود. اما اگر شعر و موسیقی پس از طرح در شورا نمره‌ی بالاتر از ۸۵ را بگیرد در شورای نرخ‌گذاری برای آنها هزینه‌ای در نظر گرفته خواهد شد و به عوامل آنها پرداخت می‌‌شود. ولی برای ضبط هزینه‌ای از کسی گرفته نمی‌شود.

در برنامه‌هایی که شب‌ها از شبکه افلاک پخش می‌شود تنها از برخی خوانندگان خاص دعوت به اجرا می‌نمایید، معیار این انتخاب چیست؟

معیار انتخاب برای خوانندگی در برنامه‌های تلوزیونی و رادیو داشتن اثر مجوزدار از شورای شعر و موسیقی صدا و سیما است. غیر مجوز صدا و سیما هیچگونه مجوزی ملاک نیست. یعنی آلبوم یا تک‌ترانه با مجوز رسمی از وزارت ارشاد برای صدا و سیما ملاک پخش نیست. مگر این آثار مجددا از صدا و سیما مرکز استان مجوز بگیرند.

وضعیت تدریس موسیقی در استان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

وضعیت تدریس در چند سال اخیر خیلی بهتر شده با وجود آموزشگاه‌های فراوان، هنرجویان بیشتری جذب موسیقی شده‌اند و خروجی اساتید خوب در چند سال اخیر نمونه این مهم است. اما مسأله ناراحت‌کننده عدم صلاحیت تدریس برخی از مربیان است و بنده مقصر را مدیران آموزشگاه‌ها می‌دانم که حداقلِ قوانین را رعایت نمی‌کنند. هر خواننده‌ خوبی معلم خوبی نیست همانطور که هر معلم خوب آوازی لزوماً یک خواننده خوب نیست. نوازنده‌ای که در صحنه اجرا خوش می‌درخشد دلیل بر این نیست که مربی خوبی برای آموزش نوازندگی است. یک معلم باید دارای مدرک مربی‌گری و یا سابقه طولانی تدریس در رشته خود باشد. امیدوارم مسئولین ذی‌ربط نظارت جدی‌تری داشته باشند.

در حال حاضر مربیان جوانی در حال آموزش هستند و همین تدریس شغل اصلی آن‌ها به شمار می‌آید به نوعی این در واقع همان اشتغالزایی در حوزه موسیقی است؛ منظور شما از نظارت بیشتر مسئولین بیکار کردن این جوانان است؟

خیر به هیچ وجه! عالم آموزش مقدس است علاوه بر میزان سواد، اخلاق معلمی هم لازم است و چه بسا مهم‌تر باشد. مسئولین می‌بایست فیلترهایی برای انتخاب مربیان لحاظ می‌نمودند که تا این لحظه اعمال نشده و بعضاً تبعاتی هم در میان داشته، منظور من این است که از الان به بعد این اشتباه صورت نگیرد و برای آن دسته از عزیزانی که هم‌اکنون مشغول تدریس هستند با توجه به سطح سواد موسیقیایی، تجربه و البته شیوه‌ تدریس‌، دوره‌های آموزشی برگزار نمایند تا به این طریق هم شغل آن‌ها حفظ شود و هم آسیب کمتری به تدریس موسیقی وارد شود.

تا چه اندازه‌ای تدریس صحیح موسیقی را در حفظ و ترویج آن ثمربخش می‌دانید؟

اگر مربی در تدریس نه فقط در ساز و آواز بلکه در هر رشته‌ دیگری به کنه مطالبی که ارائه و انتقال می‌دهد واقف نباشد نه تنها مفید نخواهد بود بلکه اثرات سویی به جای می‌گذارد. مگر می‌شود مربی آواز به اشعار بزرگان پارسی تسلط نداشته باشد؟یا مربی ویلن سبک‌های ویلن‌نوازی اساتید گذشته را مسلط نباشد؟ بنده با تکیه بر آثار گذشتگان و رعایت اصول درست آموزشی سعی می‌کنم شاگردانی تربیت کنم تا برای جامعه هنری در سطح استان و کشور مفید واقع شوند و احساسم بر این است که تا این لحظه در رشته‌ی خودم موفق عمل کرده‌ام کمااینکه خروجی کلاس بنده معرف شیوه تدریس صحیح من است.

شیوه تدریس آواز شما چگونه است؟

شیوه تدریس بنده ترکیبی از شیوه‌هایی است که در مکتب اساتید بزرگ آموزش دیده‌ام، پایه تدریسم ردیف استاد محمودکریمی است هر جا احساس نیاز کنم از ردیف‌های عبداله دوامی، حسن کسایی، تاج اصفهانی، حاتم عسگری و … بر حسب توانایی هنرجو بهره می‌جویم. همزمان با آموزش ردیف، صداسازی را آموزش می‌دهم. به اعتقاد من صداسازی در دوره ردیف‌خوانی خود به خود انجام می‌شود. در کارگاه‌های آموزشی‌ام بسیار به متن اشعاری که خوانش می‌شوند اهمیت می‌دهم، از عروض و قافیه تا وزن شعر. خوشبختانه هنرجویان پیگیر و فعالم هر کدام که برای ارتقا سطح سواد آوازی در کارگاه‌های اساتید به نام کشوری شرکت کرده‌اند خوش می‌درخشند و البته مایه تعجب اساتید به‌نام‌‌ است که در استان کمتر توسعه‌یافته‌ای چون لرستان چنین هنرجویانی تربیت می‌شوند و هنگامی که پیغام دست مریزاد اساتید به‌نام برای تربیت صحیح شاگردان به گوشم می‌رسد گویی هر هنرجویی نوبرانه‌ای به ارمغانم می‌دهد. من تمام تلاشم را بکار می‌بندم تا هنرجو پس از پایان دوره آموزشی نیازی به افزایش میزان سواد آوازی نداشته باشد مگر بنا به سلیقه، قصد مرکب‌خوانی داشته باشد.

استقبال خانواده‌ها از کلاس‌های موسیقی چگونه است؟

استقبال خانواده‌ها نسبت به گذشته خیلی بهتر شده و این جای بسی امیدواری است اما یادگیری موسیقی تا مثل کلاس زبان های خارجه برای خانواده‌ها دغدغه نشود جدی گرفته نمی‌شود. برخی از خانواده‌های فرهنگ‌دوست و هنرپرور با هدف هنرمند شدن فرزندانشان، شرایط را برای یادگیری و پیشرفت فراهم می‌کنند و هدف والایی دارند که این دست از خانواده‌ها را ارج ‌نهاده و قدر دانیم اما برخی‌ هم تنها برای پر کردن اوقات فراغت و یا صرفاً چشم‌ و هم‌چشمی دوستان و آشنایان فرزندان را در کلاس‌های موسیقی ثبت‌نام می‌کنند که دو دسته آخر در این وادی ماندگار نیستند.

اکثر مردم بر این باورند که یادگیری تخصصی آواز دشوار است، نظر شما چیست؟

آواز سخت‌ترین نوع از فراگیری موسیقی است چرا که آواز ایرانی دارای ریزه‌کاری‌های فراوان و همچنین در اختیار گرفتن حنجره بوسیله مغز، زمان طولانی را می‌طلبد. با توجه به مهجور بودن یادگیری گوشه‌های آواز و دستگاه‌های ایرانی و زیاد بودن آن‌ها حداقل آشنایی دوره اولیه و متوسطه برای یک هنرجو پنج سال به طول می‌انجامد. اما با تلاش و ممارست هر کاری آسان می شود.

به هنرجویانی که آرزوی پیشرفت‌ دارند چه سفارشی می‌کنید؟

توصیه بنده به هنرجویان این است که بدون وقفه در کلاس‌ها شرکت کنند، آثار گذشتگان را به دقت گوش نمایند، روزانه ساعات خاصی را برای گوش دادن و تمرین موسیقی داشته باشند، یادگیری موسیقی بایستی با برنامه‌ریزی مستمر پیش رود. مسلماً هنرجویی که روزی ۳ ساعت تمرین می‌کند از کسی که ۱ ساعت تمرین دارد به هدف نزدیک‌تر است. به آموزش استاد بسنده نکنند و مثل یک دانشجو به دنبال مطالب جدید باشند. متن شعر را به حافظه بسپارند و با ادبیات پارسی و شعر خو گیرند. خواننده خوب برای پرواز دو بال موسیقی و شعر لازم دارد؛ اگر آهنگساز موسیقی خوب نیافریند و خواننده شعرِ گیرا انتخاب نکند موفق به پرواز در عالم معنا نمی شود و در نتیجه مخاطب هم از شنیدن اثر لذت نمی‌برد.

هنرجوی آوازی که دوره آموزشی را به پایان رسانده از کجا و چگونه باید خواننده شدن را آغاز کند؟

هنرجوی آوازی که زحمت کشیده باشد، خوب بخواند و صدای دلنشینی داشته باشد مثل آب مسیر خود را می‌یابد و به اهلش معرفی می‌شود، منِ مربی هم در معرفی او دخیل هستم، ارتباط او با گروه‌های موسیقی و نوازندگان تأثیرگذار است. حضور در واحدهای موسیقی صدا و سیما و اداره ارشاد به همین منظور است، جذب و معرفی استعدادها؛آهنگسازها به دنبال صداهای ناب و گیرا هستند و پس هنرمند موفق باید پیگیر باشد.

به جوانانی که قصد دارند خواننده پاپ شوند چه توصیه‌ای می‌کنید؟

پایه یادگیری خوانندگی پاپ لزوماً موسیقی ایرانی نیست اما اگر خواننده پاپ از یادگیری ردیف های آوازی شروع کند قطعاً موفق‌تر خواهد بود. نتیجه‌اش می‌شود محمد اصفهانی و مجید اخشابی که سالیان سال است در صدر خوانندگان پاپ هستند. همگی شاهدیم که عمر هنری و البته دوران اوج اکثر خوانندگان پاپ بیش از ۵ سال نیست و صحنه‌های کنسرت گویا به صحنه نمایش مدل یا شومن ها تبدیل شده، ادا و اطوارهایی که فقط با ذهن مخاطب بازی می‌کند و صحنه‌های پر هیجانی که مخاطب فراموش می‌کند به تماشای چه آمده؟ در نهایت یک خواننده پاپ موفق باید سواد موسیقی هم داشته باشد.

بسیاری از هنرمندان معتقدند هنر صرفه اقتصادی ندارد، نظر شما چیست؟

موافقم، در ایران حق تکثیر(کپی رایت) رعایت نمی شود. در اوایل به صورت سی‌دی‌های غیراورجینال پس از آن حافظه‌های خارجی و کم‌کم موبایل و عرض اندام اشتباه فضای مجازی در امر هنر به ویژه انتشار موسیقی، باعث عدم سوددهی تولید آلبوم شد. در واقع هیچ شرکتی حاضر نیست در چنین بازار سوت و کوری سرمایه‌گذاری کند جز بازار موسیقی‌ پاپ که دلالان پول‌های کلان به جیب می‌زنند. موسیقی ایرانی در چند سال اخیر خیلی کم‌رنگ شده و اکثر هنرمندان با سرمایه ناچیز شخصی موسیقی و هنر را زنده نگه داشته‌اند. مسأله آموزش هم که میدان شلوغ تبلیغات خود را دارد و بعنوان منبع درآمد ثابتی نیست.

چه رابطه‌ای بین هنر و سیاست وجود دارد؟

ماهیت هنر، هنر برای هنر و هنر برای مردم است اما در هر مملکتی سیاست نه تنها هنر بلکه بخشی از تمامی حوزه‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. مثل فیلم‌های سینمایی با مفهوم جنگ‌های داخلی یا خارجی و یا موسیقی‌های حماسی و ملی. بله هنر به فراخور زمان گاهی ردای سیاست هم پوشیده است.

نظر شما در رابطه با جایگاه زنان در موسیقی چیست؟

آواز زنان به صورت جمعی یا کرال و نوازندگی آن‌ها در گروه موسیقی بخشی مهمی از نیاز موسیقی ما را برطرف می‌کند. خوشبختانه در چند سال اخیر نوازندگان بسیار خوبی در صحنه درخشیده‌اند که جای بسی خرسندی است. بنده نیز مفتخرم که در گروه صبا با نوازندگان بانو همکاری داشته‌ام.

آیا تا بحال به کنار گذاشتن موسیقی از زندگی شخصی‌تان فکر کرده‌اید؟

هرگز، حتی از مخیله‌ام عبور نمی‌کند. بدون شعر و موسیقی زندگی برای من معنایی ندارد.

یکی از تلخ‌ترین خاطره‌های موسیقیایی‌تان را تعریف کنید!‌

مدت‌ها تمرین کردن برای یک اجرای موفق، اما لغو شدن کنسرت درست چند روز به تاریخ اجرا مانده آن هم به دلیل‌های حاشیه‌ای که خارج از اختیار بنده و گروه بوده و طی این سال‌ها سه مرتبه تجربه کرده‌ام.

از آرزو/های موسیقیایی‌تان بگویید.

بزرگترین آرزوی شخصی‌ام تولید آلبوم با ارکستر بزرگ است. همچنین آرزو دارم موسیقی ایرانی به جایگاه ویژه‌ای در رسانه‌ی ملی برسد و از تولید آلبوم‌ها و برگزاری کنسرت‌های ایرانی که بر روان جامعه تأثیر مثبت می‌گذارد حمایت بیش از پیش شود تا آنجایی که هیچ هنرمندی از نظر مالی در مضیقه نباشد.

و سخن پایانی…

بخاطر داشته باشیم با حمایت مسئولین، آفتاب موسیقی ایرانی خوش می‌درخشد اما با حمایت نشدن هم غروب نمی‌کند همچنانکه با وجود تمام ممیزی‌ها موسیقی آموزش داده می‌شود و همین آموزش موجب ترویج آن است. به قول استاد مهندس همایون خرم کسی نگران موسیقی ایرانی نباشد تا ایران و ایرانی هست موسیقی ایرانی هم هست و تا بی‌نهایت ادامه خواهد داشت.

میرملاس نو برای ذبیح‌اله کردعلیوند هنرمند فرهیخته و مدرس دلسوز لرستانی آرزوی بهروزی همساز با موفقیت را دارد.

 

(فاطمه یاراحمدی/ عضو هیئت تحریریه میرملاس نو)