سینمای جنگ در دنیا و دفاع مقدس در ایران (بخش اول)
سینمای جنگ در دنیا و دفاع مقدس در ایران (بخش اول)

سینمای دفاع مقدس، نامی آشنا در سال های گذشته که در بین تمام ایرانیان مورد استفاده قرار می گرفت. این اصطلاح مشخصا به سینمایی اطلاق می شود که دربرگیرنده به تصویر کشیدن تمام موضوعات مرتبط با جنگ هشت ساله میان ایران و عراق است که سال های بین 1359 تا 1367 خورشیدی در گرفت. این جنگ که به دلیل تجاوز نیروی عراقی صورت گرفت، از طرف ما ایرانیان به دفاع موسوم است.

اختصاصی نشریه میرملاس نو- این دفاع به سبب، دفاع از کیان سرحدات مرزی و همچنین به سبب انگیزه های دینی متجاوزان و دفاع از کیان مذهبی مردم، به دفاع مقدس موسوم گشته است. همچنین با توجه به شرایط خاص سیاسی و اجتماعی آن زمان کشور، و شرایط شروع جنگ از طرف دولت وقت عراق، حمایت های همه جانبه اکثر کشورهای دنیا و شرایط تحریم های تسلیحاتی و سیاسی دولت وقت ایران، و همچنین در اختیار قرار گرفتن تسلیحات نظامی پیشرفته از طرف کشورهای بزرگ برای عراق، شرایط بسیار ویژه روحی و روانی در بین مردم ایران ایجاد شد و باعث شد این مظلومیت ایران در جامعه جهانی تاثیر فراوانی در بین تمام مردم کشور گذاشته و یکی از بخش هایی که بیشترین تاثیر را به خود دید عرصه تئاتر و سینما بود. چرا که این بخش از هنر می توانست هر چه بیشتر و اثر بخش‌تر تاثیر خود را در جامعه چه در داخل و چه در بیرون از مرزهای کشور نمایان کند.

سینمای ایران مشخصا بعد از اتمام جنگ بیش از پیش فعال گشته و ژانری ( محتوایی) به نام دفاع مقدس را در سینمای ایران معرفی کرد که تبدیل به بخشی بسیار مهم با آثاری بسیار ارزنده گشت. به بهانه هفته دفاع مقدس که از ۳۱ شهریور ماه هر سال آغاز می گردد، نگاهی کوتاه به این بخش از سینما می اندازیم. تفاوت اساسی در سینمای جنگ در سینمای ایران و سینمای بین الملل، نوع نگاه به سینمای جنگ است. در سینمای بین الملل ( البته اکثریت فیلم ها نه همه ) نوع نگاه به پدیده جنگ، نگاه مذمومانه و حذف جنگ از صحنه ارتباطات دنیا می باشد حال بنا به هر دلیلی که آغاز گردیده است، اما نگاه فیلمسازان ما در داخل ( البته خاصه فیلمسازان دفاع مقدس ) برگرفته از آموزه های دینی است که جنگ و تجاوز مذموم و بد است اما دفاع از جان و مال و ناموس امری واجب و پسندیده است. البته نوع نگاه به جنگ در سینمای بین الملل نیز به دو شیوه بیان می شود: اولین شیوه، رویکرد انتقادی از سیاست های جنگ طلبانه دولت ها است که آثار بسیار زیادی حتی از سینمای هالیوود قابل بیان است. شاید یکی از معروفترین فیلم های ساخته شده در این بخش، فیلم درخشان اینک آخر زمان با بازی بازیگر فقید مارلون براندو است که در اعتراض به تجاوز ایالات متحده آمریکا به ویتنام ساخته شد. بخشی دیگر از سینمای بین الملل به بررسی نوعی از جنگ ها می پردازد که در آن به بیان یک برهه تاریخی می پردازد و دلایل جنگ صورت گرفته را بیان می کند.

گاهی به گونه ای درخشان ابعاد تاریک یک موضوع جنجالی را برای مخاطبان روشن می سازد. و از حقایقی دم می زند که شاید برای عامه مردم به صورتی دیگر روایت شده و باعث روشنگری می شود. از این دست فیلم ها هم موارد بسیاری می توان نام برد که شاید همه با نمونه ای درخشان مانند فیلم شیر صحرا درباره تجاوز ایتالیای فاشیست به لیبی و زندگی قهرمانی مانند عمر مختار را بیان می کرد. این فیلم با بازی به یاد ماندنی آنتونی کوین در نقش عمر مختار گوشه هایی از رشادت های عمر مختار برای دفاع از کیان وطن خویش را به نمایش می گذارد که در عین حال که جنگ را پدیده ای شوم و نامیمون نشان می دهد اما دفاع از وطن در مقابل متجاوزان را حق عادی و مشروع می داند. در این نوع دید که کمتر نیز به تصویر کشیده می شود به منطق نزدیکتر می باشد و این نوع نگاه نیز در بین فیلمسازان دفاع مقدس بسیار طرفدار داشته و دارد.

نوع سوم نگاه به سینمای جنگ در سینمای بین الملل خصوصا هالیوود می توان به فیلم هایی که با مضمون انتقام از دشمن، خالی کردن بغض بر سر دشمن در جنگ، روح قدرت طلبی و سیادت با استفاده از جنگ، سلطه بر دشمنان با استفاده از پیروزی در جنگ و …. روح غالب در سینمای جنگ در هالیوود است. از این دست فیلم ها می توان فیلم هایی مانند سری فیلم های راکی رمبو ۱ تا بی نهایت …. را نام برد. که در این فیلم ها چون خود فیلمساز نیز منطقی محکم و مستدل را برای نشان دادن این نوع مفاهیم ندارد بیشتر با استفاده از چهره های محبوب بازیگری و جلوه های ویژه خاص و بسیار پر هزینه به دنبال جذب مخاطب و خیره کردن چشمان مخاطب برای عدم تفکر در مورد دلایل و محتوای اثر است. همواره سینمای هالیوود متهم بوده که برخلاف سینمای موج نو اروپا ( فرانسه ) به دنبال این است که مخاطب را از تفکر باز دارد و بیشتر به زرق و برق و جلوه های سینما خیره کند اما سینمای موج نو به دنبال وادار کردن مخاطب به تفکر در محتوا و علل و چگونگی موضوعات است، که شاید این بخش از سینما یکی از دلایل تایید این اتهام باشد. البته در سال های اخیر نوع این فیلم ها با شیوه ای زیرکانه تر در ادامه این نوع سینما به خلق آثاری با دلایل ( البته ساختگی ) که بیشتر حاصل ذهن و درونیات دولتمردان غربی خصوصا ایالات متحده است به منطق ( البته خاص به خودشان ) به دنبال مشروع جلوه دادن حمله های خود به کشورهای دیگر هستند. در این نوع فیلم ها منطق ها استوارتر و دلایل محکمتر از سلف های پیشین خود هستند که با زیرکی کارگردانان ماهر و چیره دست حتی گاهی منطقی چنان استوار و محکم را ارائه می دهند که مخاطب مخالف جنگ و تجاوز به کشورهای دیگر را نیز با خود همراه می سازد. از این دست فیلم ها می توان به فیلم میهن پرست به ساخته کارگردان چیره دست رولند امریش در سال ۲۰۰۳ میلادی و دقیقا قبل از جنگ با عراق ساخته می شود. در این فیلم شخصیت اصلی اصلا موافق جنگ نبوده و حتی در مذمت جنگ خطابه های قرایی را ایراد می کند و خانواده جوان خود را به شدت از وقوع جنگ بر حذر می دارد. اما در ادامه با به میان کشیدن پای خانواده خود به جنگ از خود، خانواده و ملت چنان دفاع می کند که تبدیل به قهرمان ملی می شود. به مخاطب این پیام القا می شود که اگر به دشمن حمله نکنید و قبل از وی، او را از پا در نیاورید، زیان های جبران ناپذیری به شما وارد شده و آنگاه مجبورید از خود دفاع کنید.

البته حضور کارگردان بسیار ماهر در کنار بازیگرانی محبوب و البته کار کشته در این فیلم شما را چنان جذب و میخکوب می کند که تا به خودتان بیایید، جذب منطق فیلم شده اید. دسته چهارم از سینمای جنگ به دنبال نشان دادن بد بودن جنگ، مذموم بودن فضای جنگ و خانمان سوز بودن جنگ است اما در عین حال به دنبال نشان دادن سلحشوری های صورت گرفته در این جنگ ها بوده و این ایثارگری های مردان و زنان بزرگ در جنگ نباید از بین رود. که از این دست فیلم ها می توان به فیلم هایی مانند نجات سرجوخه رایان ساخته استیون اسپیلبرگ با بازی تام هنکس و مت دیمون و در سال های اخیر خشم ساخته دیوید آیر با بازی درخشان براد پیت نام برد.

 

(مرضیه پاپی)