” ایلدا ” ، از سردرگمی روایت تا تناقضات تاریخی
” ایلدا ” ، از سردرگمی روایت تا تناقضات تاریخی

همزمان با چهلمین سالگرد دفاع مقدس، پخش سریالی با مضمون جنگ تحمیلی و دفاع مقدس ملت ایران بنام ( ایلدا ) از چهارم مهرماه در شبکه اول سیما آغاز شد. ایلدا، سریالی است به کارگردانی راما قویدل و تهیه کنندگی سیدعلیرضا سبط احمدی که به گفته کارگردان این سریال قرار است در 26 قسمت 45 دقیقه ای اتحاد و حماسه مردان و زنان عشایر مرزنشین در برابر متجاوزان به خاک این مرز و بوم و قصه ایستادگی و ایثار آن‌ها را از سال‌ ۱۳۵۸ تا ۱۳۵۹ به تصویر بکشد.

اختصاصی نشریه میرملاس نو- کار ساخت این سریال در حالی از میانه های تابستان سال گذشته در خرم آباد شروع شده است که داستان این سریال در مرزهای استان ایلام جریان دارد ولی سریال در لرستان تولید شده است و اساسا در این سریال قرار نیست رشادت های مردم لرستان به تصویر کشیده شود. با وجود اینکه لوکیشن های این سریال در مناطق بکر و روستایی و طبیعت بکر لرستان قرار دارند و سریال در استان ما تولید شده است اما روایت زندگی مرز نشینانی است که متعلق به مناطق مرزی ایلام بوده که در اوایل جنگ با هجوم و تجاوز عراق، با دست خالی اما با اتحاد و وحدتی مثال زدنی رو درروی دشمن قرار می گیرند و از میهن و خاک خود دفاع می کنند.

به گفته قویدل کارگردان (ایلدا) تمامی این سریال در ۸۰ منطقه در لرستان ضبط شده و  مناطق مرزی استان لرستان و شهر خرم‌آباد، منطقه‌هایی هستند که در آنها دکورسازی شده است.

کارگردان این سریال درباره نام (ایل‌دا) اینگونه توضیح داده است: (ایل‌دا) به معنی مادر ایل و مادر قوم است و قصه سریال قصه بومی است با موضوع اتحاد و حماسه مردان و زنان عشایر مرزنشین در برابر متجاوزان به خاک این مرز و بوم و قصه ایستادگی و ایثار آنها را از بهار ۵۸ تا زمستان ۵۹ روایت می‌کند.

در این سریال در کنار بازیگران اصلی بازیگران بومی نیز حضور دارند؛ مجید مظفری (صالح خان)، خسرو شهراز (نصیر خان)، فاطمه گودرزی (دا گل)، علی دهکردی (دکتر هوشنگ)، جعفر دهقان (کاکاوند)، رحیم نوروزی (ایرج)، کاظم هژیر آزاد (شیر علی خان)، کوروش سلیمانی (شیرزاد)، امیرمحمد زند (فرهاد)، قربان نجفی (شیخ رحیم)، سینا رازانی (کریم)، مهدی صبایی (منصور)، رضا نجفی (عمو برفی)، مژگان صابری (هاویر)، بهروز چاهل (دکتر هندی)، محمدصادق ملک (جابر و قادر)، پوریا پور سرخ (شیرزاد )  و کوروش سلیمانی،  سیامک ادیب (قباد)، پویان گنجی (یاور)، میترا رفیع (گندم)، زینب قادری (راحیل)، مسعود امین ناجی (بهادر)، طیبه دوست (زیور)، منصور نواصری (کامل)، امید محمد نژاد (کیومرث)، فاطمه آقا بابایی (ننه نازار)، مهدی افشار (گروهبان واحدی)، معصومه بافنده (آساره) و … در این سریال به ایفای نقش می‌پردازند.

در حالی  پخش این سریال در شبکه یک سیما در میانه های راه قرار دارد که محتوای آن با واکنش های بسیاری در استان های لرستان و ایلام مواجه شده و این سریال چندان به دل نمی نشیند. از حیث محتوا و ساخت، این سریال با وجود هزینه های سنگین ساخت با اشکالاتی مواجه است به گونه ای که بیشتر بی توجه به واقعیات، راما قویدل کارگردان این سریال از رویاها و خیالات و پردازش های ذهنی خود در روند ساخت ایلدا بهره گرفته و نه از مقاومت مردم و عشایر ایلامی ها در مواجهه با تجاوز به خاک‌شان این سریال را بر اساس واقعیات جوامع مرز نشین ساخته است و نه با وجود اینکه ایلدا در خاک لرستان ساخته شده است سعی کرده است داستان را به سمت مقاومت مردم لرستان و نقش آفرینی و رشادت‌شان در جنگ هشت ساله رزم بعث علیه ملت ایران ببرد و از این رو تلفیق پردازش های ذهنی او و کم اطلاعی اش از فرهنگ لرستان کار را به جایی رسانده است که برخلاف سریال هایی که در مورد اقوام و ایلات و موضوعات تاریخی در سالیان گذشته در تلویزیون پخش شده است، نه از لهجه و گویش لری در این سریال خبری است و نه لرزبانان بازیگر در ایلدا محوریت دارند و نه در محتوای فیلم حماسه لرها به تصویر کشیده می شود.

مناطق عمده ای در لرستان زیر آوار سنگین حمله هواپیماهای رژیم بعثی عراق بمباران شده و مردان دلیر و شجاعی از این استان در جنگ هشت ساله در جبهه های نبرد و در خط مقدم بعنوان فرمانده و رزمنده جان خود را برای دفاع از وطن فدا کرده اند و محتوای این سریال می توانست یا روایت گر مقاومت مردم لرستان در بمباران های هوایی دشمن بعثی باشد یا روایت گر حضور و رشادت های دلیرانش در خط مقدم جبهه، اما با این وجود قویدل ترجیح داده است تا با نادیده گرفتن این ظرفیت ها، سریالش را در خاک لرستان بسازد اما محتوای ایلدای او روایت گر مواجهه مردمی در مرزها با جنگ تحمیلی باشد که نه لرستانی ها از آن استقبال می کنند و نه ایلامی ها آنرا منطبق با فرهنگ و ارزش های ایلیاتی و اجتماعی‌شان می دانند!

در این سریال تناقضات تاریخی نیز به چشم می خورد به طوری که بر اساس گفته های کارگردان قرار است سریال روایت گر مقاومت ایلات و عشایر مرز نشین در سال اول جنگ باشد اما اینگونه نیست به طوری که روایت گروهی بنام “گوش برها ” در بخش هایی از این سریال دیده می شود که از حیث تاریخی تناسبی با اوایل جنگ ندارد و کارگردان به این موضوع بی توجه بوده است.

گروهک جنایتکار «فرسان» یا همان «گوش برها» یکی از گروه‌های خائنی بودند که در استان همجوار لرستان یعنی ایلام فعالیت داشته اند، روش کار این گروهک جنایتکار به این صورت بود که بعد از به شهادت رساندن رزمندگان و یا مردم، گوش آنها را به نشانه سند و مدرک بریده و به نیروهای بعثی تحویل می دادند و به همین خاطر در بین مردم استان ایلام به گوش‌برها معروف شده بودند و ساخته و پرداخته استخبارات رژیم بعث بودند.

یکی از محور های مهم تردد این گروه جنایتکار حد فاصل مهران تا دهلران، یک محور مواصلاتی به طول یکصد کیلومتربوده که غرب و جنوب را به هم وصل می کند. این جاده، تقریباً خط دوم جبهه بود؛ در مسیر این جاده، بسیاری از مردم جنگ زده و آواره شده دهلران و مهران، در روستاهای متروکه، که در مسیر این جاده قرار داشت، اسکان گرفته بودند.  گوش برها  از نظر جسمی، هیکلی و توانا بودند و با شرایط آب و هوای کوهستانی منطقه متناسب بودند. دستگاه استخباراتی عراق، آنها را سازمان داد و یک تشکیلات سیاسی از آنها به نام «گروه فرسان» تشکیل داد؛ گروهی چریکی که به صورت پارتیزانی عمل می کردند و هدف آنها، ضربه زدن به مردم روستاها و رزمندگان بود که در محور مواصلاتی مهران ـ دهلران رفت وآمد داشتند.

فعالیت این گروه، از سال ۱۳۶۳ آغاز شد و تا پایان جنگ ادامه داشت. آنها عملیات های تروریستی زیادی علیه عشایر، روستایی ها و رزمندگان انجام دادند اما برخلاف واقعیات تاریخی در سریال ایلدا اینگونه روایت می شود که “گوش برها ” در سال ۵۹ وجود داشته و به مناطق مرزی دست درازی کرده و اقدامات خائنانه‌شان را در پیش گرفته اند که غیر واقعی و متناقض است.

نکته قابل تامل این است که کارگردان سریال در واکنش به انتقادات مطرح شده در خصوص سریالش اتفاقات به تصویر کشیده در ایلدا را ساخته و پرداخته ذهن نویسنده قلمداد می کند.

راما قویدل که به نظر می رسد در روند ساخت سریالش نه به فرهنگ و اصالت تاریخی لرها اشراف داشته و نه واقعیات جامعه ایلام را می شناسد سعی کرده است با سرهم کردن ذهنیات خود اقدام به ساخت پروژه ای کند که  اصل قصه نه در لرستان بلکه در مناطق مرزی غرب کشور می گذرد، اما در لرستان ساخته شده و این نیز بسیار قابل تامل و مبهم تلقی می شود زیرا در ایلدا جز نقشه ایلام در پاسگاه فیلم، هیچ نشانی از استان ایلام وجود ندارد و علاوه بر این رسم و رسومات لرها نیز به جز صحنه هایی ازخوردن ” بز برنج ” توسط بابا شیرعلی در بحبوحه جنگ و آتش دشمن چیز خاصی که بتواند فرهنگ و سنت های لرستانی ها را به مخاطبین و بینندگان این سریال معرفی کند دیده نمی شود.

گرچه در پوشش لباس بازیگران این سریال سعی شده  است به پوشش مردم لر توجه شود اما واقعیت این است که نه در گویش سریال و نه در انتخاب بازیگران لرزبان برای نقش ها، قویدل به ظرفیت ها و پتانسیل ها توجه نکرده و فقط از موسیقی زیبای لری در بخش هایی از سریال و ابتدا و انتهای تیتراژ ایلدا بهره جسته است که این موسیقی اگر سریال روایت گر زندگی و حماسه مرز نشینان ایلامی است با آن فرهنگ منطبق نیست و این در حالیست که هیچ نقطه از لرستان در مرز واقع نشده و این موضوع نیز برای بینندگانی که از جغرافیای لرستان اطلاع داشته باشند عجیب به نظر می رسد.

لهجه های بازیگران سریال نیز همگون نیست و در این بین تنها لهجه ای که در سریال کاملا به آن توجهی نشده همان لهجه شیرین لری است که با زبان فارسی بیشترین همخوانی را دارد و قابل فهم تر از هر گویش و لهجه دیگری است که کارگردانان سریال های قومی در آثار و ساخته های خود به آن توجه داشته اند.

در لرستان هنرمندان بازیگر توانمند و با ظرفیتی وجود دارد که در سریال ایلدا نه در کاراکتر ” قهوه چی ” و ” غارت گر اشیای تاریخی ” بلکه در کاراکترهای محوری تر می توانستند ایفای نقش کنند اما قویدل به آنها نیز توجهی نداشته و حاصل این بی توجهی این است که بازیگران سریال چون از فضای ایلیاتی و جامعه لر بی اطلاع هستند در ایفای نقش خود مخاطب را جذب بازی خود نمی کنند.

نکته قابل توجه در این سریال اما بهره گیری از اسامی قدیمی در بین لرستانی ها نظیر مست خالی، برفی، نازار و … است که بازیگران آنها، بازی‌شان مطابقتی با این نام ها نداشته و در این بین فقط نام‌شان یادآور سنت ها و تاریخ این دیار است.

در مجموع ایلدا را نه پروژه ای موفق بلکه بلغوری از تلفیق ذهنی نویسنده و کارگردانی باید دانست که صرفا خواسته است روایت‌گر داستانی از مردمانی مرز نشین باشد که جغرافیای محل سکونت‌شان در استانی مرزی است که به دلایل نامعلوم و البته شاید به واسطه شرایط سخت و دشواری‌های کار تولید در یک استان محروم چون ایلام، پروژه را به لرستانی آورده اند که چندان سهمی از محتوا و روایت ” ایلدا ” نداشته و ندارد.

 

(عباس دارایی/ عضو هیئت تحریریه میرملاس نو)