سینمای جنگ در دنیا و دفاع مقدس در ایران (بخش دوم)
سینمای جنگ در دنیا و دفاع مقدس در ایران (بخش دوم)

نوع دیگری از نگاه فیلم سازان هالیوودی به سینما، نوعی نگاه به اتفاقات حین جنگ و زحمات کشیده شده در این ایام است که بیشتر به شرح سختی ها و مشقت های جنگ و مشکلاتی است که بر روند عادی زندگی مردم تحمیل شده است، یا اینکه تاثیر جنگ بر اقشار مختلف جامعه اعم از دانشمندان، هنرمندان، شاعران، نویسندگان و ... چگونه بوده است و به چه کیفیتی با این پدیده ی شوم برخورد کرده اند.

اختصاصی نشریه میرملاس نو- گاهی نیز داستان هایی که در خلال جنگ روایت می شود از خدمات پررنگ برخی قهرمانان ملی کشورهای مختلف سخن به میان می آورند و بعضا منشا واقعیت دارند و بر اساس داستانی واقعی هستند که از این دست فیلم ها می توان به آثار درخشانی چون پیانیست با بازی به یاد ماندنی آدرین برودی و همچنین سخنرانی پادشاه اشاره کرد. همچنین از دیگر فیلم های درخشان این نوع نگاه می توان از فیلم اینیگما مایکل اپتد که یک فیلم اقتباسی از رمان معما ( اینیگما ) نوشته رابرت هریس است، نام برد.

گاهی در این زمینه ی سینمایی برخی از کارگردانان، عاشقانه ای در دل پدیده ی خانمان سوز جنگ به تصویر کشیدند که در نوع خود، نگاهی نو به این محتوا در سینما می باشد. طبیعتا در این نوع عاشقانه ها پایانی تراژیک و بسیار پر فراز و نشیب هم آهنگ با اتفاقات موثر در جنگ بسیار دیده می شود و بسیاری از اتفاقات جریان فیلم نیز دستخوش شرایط غیر عادی جنگ است. از این عاشقانه ها می توان به آثار درخشانی چون بیمار انگلیسی به کارگردانی آنتونی مینگلا فقید، دشمن پشت دروازه ها با تاثیر گذاری جود لا و مالنا با کارگردانی جوزپه تورناتوره و بازی مونیکا بلوچی، اشاره کرد.

اما سینمای دفاع مقدس، در ایران به دو بخش کاملا متفاوت تقسیم می شود: بخش اول، به شرح دلاوری ها، ایثارگری ها، از جان گذشتگی های رزمندگان و فرزندان این مرز بوم می پردازد. در این بخش می توان کارگردانان توانایی چون جمال شورجه، رسول ملاقلی پور، ساموئل خاچکیان، ابراهیم حاتمی کیا، شهریار بحرانی، مسعود کیمایی و …. را نام برد. در این نوع فیلم ها به دلیل کمبود امکانات در زمینه جلوه های ویژه سینمایی و بصری برای به تصویر کشیدن خصوصا صحنه های میدان نبرد تنها در دوره های پخش فیلم مورد استقبال قرار می گرفتند و همچنین به خاطر داستان روایی که فیلم توجه مخاطب را جلب می کرد. بعضا موضوعات این فیلم ها برگرفته از داستان های واقعی رزمندگان جنگ بود. از این بخش می توان آثاری چون عقاب ها، پرواز در شب، مهاجر، عملیات کرکوک، مردی شبیه باران، روز سوم، سفر به چزابه، حمله به اچ ۳، روزهای زندگی، تنگه ابوغریب و ده ها آثار درخشان دیگر را نام برد. همچنین در این بین و در این محتوای سینمایی با چارچوب طنز میتوان به خلق آثاری به یاد ماندنی مانند لیلی با من است ساخته کمال تبریزی اشاره کرد.

بخش دوم، در این بخش فیلمسازان بیشتر به دنبال نشان دادن آثار اجتماعی دوران جنگ و پسا جنگ بوده اند، شاید مانیفستی در دل خود دارد و نشان از آن که جنگ پدیده ای شوم و نکوهیده است اما دفاع از سرزمین یک وظیفه انکار ناپذیر است و اینکه شرایط به وجود آمده برای خود بازیگران عرصه یعنی از سربازان گرفته تا سرداران و خانواده هایشان نیز تاثیرات منفی بسیاری داشته و دارد و همواره سبب به راه افتادن یک گفتمان خاص اعتراضی برای این قشر از جامعه است. و صد البته که سیاستمداران در این راه کمترین آسیب را داشته اند. شاید بتوان گفت پایه گذاران این بخش بهرام بیضایی و  ابراهیم حاتمی کیا بودند. بهرام بیضایی با ساخت باشو غریبه ای کوچک راه را آغاز نمود و ابراهیم حاتمی کیا با آثار درخشانی همچون آژانس شیشه ای، از کرخه تا راین، بوی پیراهن یوسف، روبان قرمز و بایگارد و … هر یک از زاویه ای نو به تاثیرات جنگ در اجتماع نگریست و راه را ادامه داد. بعد از وی کارگردان های بسیاری با آثاری ماندگار در این بخش فعال شدند که می توان از آثاری چون میم مثل مادر، دوئل، شیار ۱۴۳، اتوبوس شب، گیلانه، متولد ماه مهر، آوازهای سرزمین مادری ام و … نام برد.

هر ساله با تولید آثار جدید همزمان با پیشرفت های امکانات جلوه های ویژه برای تولید فیلم و همچنین جلوه های بصری، ایده های نگارش فیلمنامه ها نیز خلاقانه تر و مبتکرانه تر شده و در عین حال با نزدیک شدن به واقعیت رویدادهای حادث شده، آثار پر ارزشتر از سال های قبل تولید می شود. این جای امیدواری است که نگاه فیلمسازان به دفاع مقدس همچنان مثبت و ایده پردازانه است.

 

(مرضیه پاپی)