نُه ماهگی…!
نُه ماهگی…!

عبارت نُه‌ماهگی یادآور مسائلی است که رنگ و بوی امید، زیبایی و سرزندگی دارند؛ نوزاد انسان پس از 9 ماه شکل‌گیری و زندگی در رحم مادر به دنیا می‌آید تا زندگی دیگری در دنیا شکل بگیرد و پس از گذشت 9 ماه از سال زمستان با برف و سرمایش از راه می‌رسد تا نوید آمدن بهاری دیگر را بدهد اما متاسفانه در حال حاضر کشور ما نهمین ماه درگیری با ویروس منحوس کرونا را پشت سر گذاشته و وارد ماه دهم شده است تا باز هم چشم به راه آینده‌ای نامعلوم در این مبارزه باشد.

اختصاصی نشریه میرملاس نو- متاسفانه کرونا دیگر یک چیز ناشناخته نیست و تبدیل به جزیی از زندگی روزمره جهانیان و موضوع جدایی‌ناپذیر اخبار شده است. ۱۷ نوامبر ۲۰۱۹ بود که برای نخستین بار مورد ابتلا به کووید۱۹ در چین کشف شد و این ویروس توانست در عرض چند ماه به تمام کره‌ی زمین سرایت کند.

بر اساس اخبار منابع رسمی، ۳۰ بهمن ۱۳۹۸ بود که وزارت بهداشت با شناسایی دو مورد ابتلا، رسما ورود کرونا را به ایران اعلام کرد اما به عقیده‌ی برخی، از جمله پزشکان و کادر درمان، این ویروس مدت‌ها پیش از اعلام رسمی به صورت چراغ خاموش وارد این کشور شده است. نخستین شهرهایی که درگیر ورود این ویروس چینی پس از ورود به ایران شدند قم و رشت بودند اما دور از انتظار نبود که در مدتی کوتاه این ویروس که سرعت شیوع بالایی داشت، در کل کشور شیوع کند.

اینک ۹ ماه از ورود این ذره‌ی بی‌جان اما جان‌گیر به ایران گذشته است و شاید بتوان گفت که مردم با یکی از سخت‌ترین پیک‌های این بیماری دست و پنجه نرم می‌کنند. در طول یک ماه گذشته افزایش تعداد مبتلایان به گونه‌ای بود که تنها رقیب کووید ۱۹ خود آن بوده و هر روز رکورد جدیدتری به ثبت می‌رساند که تا تاریخ ۶ آذرماه ۱۳۹۹ آمار کل مبتلایان به ۷۷۵ هزار و ۱۲۱ نفر و کل جان‌باختگان به ۴۱ هزار و ۹۷۹ نفر رسید که بیشترین آمار ابتلا به کووید ۱۹ با آمار ۱۳هزار و ۹۶۱ مبتلا مربوط به همان روز و بیشترین آمار اعلامی جان باختگان با ۴۸۶ جان‌باخته در اثر ابتلا به کووید۱۹ مربوط به تاریخ ۲۶ آبان ۱۳۹۹ گزارش شده است.

پس از گذشت یکسال از تولد این فرزند ناخوانده و ۹ ماه از ورود آن به خاک ایران هنوز هم واکسن و درمان قطعی برای این ویروس بازیگوش که هر روز یک چهره از خود نشان می‌دهد، وجود ندارد و باز هم شعار پیشگیری بهتر از درمان است، از راه حل‌های پیشنهادی جهانی برای مقابله و مبارزه با آن بوده و هست. هر چند که گه‌گداری اخباری مبنی بر ساخت واکسن کرونا در کشورهای مختلف از جمله روسیه منتشر می‌شود اما همچنان خبری از توزیع همگانی یک واکسن تایید شده و تضمینی در تمام کشورها وجود ندارد.

از همان روزهای نخستین شیوع کرونا، نسخه‌ی جهانی که برای آن پیچیده شد مثلث پیشگیری با سه ضلع، ماسک، شستشو و ضدعفونی کردن دست‌ها و اجسام و رعایت فاصله‌ی اجتماعی بود. بسیاری از مردم این مثلث را سرلوحه‌ی زندگی خود در این ایام قرار دادند اما باز هم اقلیتی بودند که مانند همیشه مشکل‌‌تراشی کنند. مقاومت در برابر استفاده از ماسک و رعایت فواصل اجتماعی عرصه را روز به روز برای جولان دادن کووید۱۹ بازتر و برای تنفس مردم تنگ‌تر کرد تا جایی که نفس ۴۲هزار هموطن را گرفت.

برگزاری مراسمات شادی و سوگ از مواردی است که هر دو در انتها به مرگ مستقیم و غیرمستقیم چندین نفر ختم می‌شود. در جوامع سنتی و قومیتی همچون استان لرستان عدم شرکت در مراسمات را بی‌احترامی دانسته و عده‌ای حتی در شرایط فعلی حاضر به ترک آن نبودند. این روند تا جایی ادامه یافت که اکثریت مبتلایان علت ابتلای خود را شرکت در مراسمات بخصوص مراسمات سوگ می‌دانند.

در این راستا مصوباتی توسط ستاد استانی مدیریت بیماری کرونا به تصویب رسید اما در مرحله‌ی اجرا با خلأهایی همراه بود، خلأهایی که به منزله‌ی روزنه‌‌ی امید به کرونا برای افسار گسیختگی بیشتر بود. یکی از این مصوبات ممنوعیت مراسمات سوگ و عروسی جهت جلوگیری از شکل‌گیری تجمعات بود که متاسفانه شواهد عینی حاکی از عدم نظارت اصولی و سختگیرانه بر اجرای این مصوبه بود، چرا که مراسمات به قوت خود باقی بوده و همچون گذشته به مرحله‌ی اجرا درمی‌آمدند. با بالا رفتن آمار مبتلایان، میزان نظارت افزایش یافته و سخت‌گیری‌ها تشدید شد، اما با وجود تعطیلی تالارها و مسدود کردن ورودی آرامستان‌ها در شهرهای استان برخی از مردم همیشه در صحنه باز هم راهی برای دور زدن قوانین پیدا کرده و مراسمات خود را راهی خانه‌های شخصی با فضاهای کوچکتر و یا روستاها کردند.

یکی دیگر از تصمیمات ستاد استانی مدیریت بیماری کرونا ممنوعیت چاپ اعلامیه‌های ترحیم تاریخ‌دار و جمع‌آوری آن‌ها از سطح شهر بود که با وجود پلمب چندین چاپخانه به دلیل تخلف در این زمینه، بر اساس مشاهدات پای اینگونه اعلامیه‌ها تا بیخ گوش اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان باز شده است، که این موضوع افزایش نظارت‌ها را می‌طلبد.

در روزهای پایانی آبان‌ماه طرحی به مرحله‌ی اجرا رسید که بر اساس آن تمام مراکز به جز مراکز ضروری پس از ساعت ۱۸ تعطیل می‌شدند. این طرح شاید با محدود کردن زمان مردم برای بیرون ماندن از خانه تاثیرات مثبتی داشت اما از نظر عده‌ای چندان کارایی نداشت و ممکن بود نتیجه‌ی عکس به همراه داشته باشد چرا که با محدود کردن بازه‌ی زمانی فعالیت مشاغل و مراکز تجاری تجمعات در این بازه متمرکز می‌شدند. منع ورود ارباب رجوع به ادارات هم یکی دیگر از مصوباتی بود که انتقادات زیادی به همراه داشت. از اول آذر نیز محدودیت‌ها مخصوصا در شهرهای با وضعیت قرمز تشدید شدند تا جایی که اکثریت مشاغل  در مراکز استان‌ها و شهرهای قرمز کرونایی به مدت دو هفته به تعطیلی کشیده شدند تا زنجیره‌های انتقال تا حدودی شکسته شده و آمار مبتلایان کاهش یابد اما باز هم با وجود اعمال جریمه‌های سنگین لحاظ شده از اول آذر، عده‌ای پیش از شروع این طرح بار سفر بستند تا کرونا لحظه‌ای بیکار نماند!

اینک پس از گذشت ۹ ماه و با اجرایی کردن مصوبات متعدد انتظار می‌رود مسئولین ملی و استانی به شناخت نسبی نسبت به رفتار جامعه و کارآمدی مصوبات و تدابیر در دست اجرا رسیده باشند و این شناخت می‌تواند با اجرایی کردن مصوبات تاثیرگذار، البته با تاثیر مثبت زمینه‌ساز ساخت سدی در برابر جولان هر چه بیشتر این ویروس منحوس باشد.

با اندکی تامل می‌توان دریافت که برای مقابله با این بحران جهانی هر دو قشر مردم و مسئولین باید در کنار یکدیگر در این مسیر حرکت کنند و تک‌روی هرکدام قطعا به نتیجه‌ی مطلوبی نخواهد رسید همانگونه که کارشکنی هر یک از این دو قشر می‌تواند زحمات قشر دیگر را هدر دهد.

با عبور از نُه‌ماهگی کووید۱۹ در کشور و به شماره افتادن نفس‌های مردم در این جنگ نابرابر در مقابل دشمن نامرئی، جامعه نیازمند تدابیر امیدبخش مسئولین همراه با اجرایی کردن صحیح و دقیق آنها و همراهی مردم برای زمین‌گیر کردن این سوغات سرزمین مائو است تا آمار روزانه‌ی مرگ عادی نشود و نباید فراموش کرد که لجاجت و بی‌توجهی در این راه نتیجه‌ای نخواهد داشت جز نفس تازه کردن حریف و از نفس افتادن مردم!

 

(نگین کوگانی/ سردبیر نشریه میرملاس نو )