ماهِ سیاهِ هنر
ماهِ سیاهِ هنر

ماهِ سیاهِ هنر

آرامش سینمای ایران رفت

به یاد مرد آرام سینمای ایران، استاد پرویز پورحسینی. مردی با نگاهی مهربان و آرام، نگاهی که هر کدام از ما ایرانی ها لازم است یکی از آن در خانه های‌مان داشته باشیم، تا بتوانیم تمام ناملایمات زندگی امروزی را در خانه از تن به در کنیم. شخصیت عجین شده زندگی خصوصی او در نقش هایش، کم نظیر بود. همیشه انتظار داشتیم شخصیت مثبت فیلم ها باشد: حتی اگر در رل منفی ایفای نقش می کرد، یعنی ذهنمان خود را گول می زد که آدم خوبه اوست … اینها همه اش از چهره مهربان و نگاه محبت آمیزش در دوربین نشات می گرفت. گاه در نقش پدری دلسوز برای نجات فرزندش، لجباز و یک دنده بود، گاه پیامبری بود که برای دختری تنها و پاکدامن، پدری می کرد. گاه در نقش عاشقی دلخسته و قدیمی در نزدیکی عشقش فقط حضور داشت … هرچه بود دوست داشتنی بود.

پرویز پورحسینی در ۲۰ شهریور ماه سال ۱۳۲۰ خورشیدی در تهران متولد شد. در ۱۲ سالگی پدرش را از دست داد و مجبور بود برای گذران زندگی، کار کند. او در صحافی کتاب شاگردی می کرد و به واسطه همین شغل به کتاب و کتاب خوانی علاقه‌مند شد. در همین ایام بود که به ادبیات نمایشی علاقه‌مند شد. وی بعدها در سال ۱۳۳۹ خورشیدی در کلاس های بازیگری شبانه اداره هنرهای دراماتیک تهران شرکت کرد. در سال ۱۳۴۸ خورشیدی در رشته بازیگری در دانشکده هنرهای زیبا تهران به ادامه تحصیل پرداخت. پورحسینی کار با کارگردانان نامداری چون بهرام بیضایی، حمید سمندریان، علی حاتمی، مسعود کیمیایی و امراله احمدجو را در کارنامه کاری داشت. از آثار وی که به عنوان بازیگر حضور داشتند می توان به فیلم های جاده قدیم، قاتل اهلی، جاده رستاخیز، کمیته مجازات، روز فرشته، کشتی آنجلیکا، باشو غریبه کوچک و کمال الملک، و به سریال هایی تلویزیونی مانند روزی روزگاری، مریم مقدس، روشن تر از خاموشی و شب دهم اشاره کرد. همچنین تله تئاتر هایی چون همه پسران من، خانه اجاره ای، به سوی دمشق، قطار ارواح و … از جمله آثار وی در عرصه بازیگری تئاتر می باشد.

همسر وی ناهید ارسباران که خود نیز بازیگر سینما و تئاتر بود در سال ۱۳۷۴ خورشیدی به علت ابتلا به سرطان دار فانی را وداع گفت که حاصل زندگی مشترک آنان یک فرزند به نام پورنگ پورحسینی است. استاد پرویز پورحسینی در ۷ آذر ماه ۱۳۹۹ بر اثر ابتلا به ویروس کووید ۱۹ در بیمارستان فیروزگر تهران در ۷۹ سالگی چشم از این دنیا بر بستند. روحش شاد …

 

جادوی صدای سینما ایران تمام شد

چنگیز جلیلوند صدا پیشه معروف سینمای ایران در ۵ آذرماه ۱۳۹۹ خورشیدی بر اثر ابتلا به بیماری کرونا در تهران درگذشت.  استاد جلیلوند متولد ۶ آبان‌ماه ۱۳۱۹ خورشیدی در شیراز بود. وی در سال ۱۳۳۸ وارد عرصه هنری شد و پا به استودیو صدا پیشگی گذاشت که هنر نوپایی در ایران بود. در سال ۱۳۳۹ اولین نقش خود را به عنوان دوبلور نقش اول فیلم در فیلم ” سگ و مادر زن ” اجرا کرد. وی در سال ۱۳۵۷ ایران را ترک کرد و در ایالات متحده اقامت داشت و دوباره در سال ۱۳۷۷ به ایران بازگشت و فعالیت هنری خود را از سر گرفت.

صداپیشگی افرادی همچون مارلون براندو، پل نیومن، برت لنکستر، ماکسیمیلیان شل، ریچارد برتون، پیتر اوتول، یول براینر، کلینت ایستوود و دین مارتین از بازیگران خارجی و محمدعلی فردین، بهروز وثوقی، ناصر ملک مطیعی، ایرج قادری، سعید راد از بین بازیگران ایرانی از جمله فعالیت های جلیلوند به شمار می رود. نوع و تن صدای او باعث شده بود که بیشتر برای شخصیت های خشن و جنگجو مورد استفاده قرار بگیرد اما تبحر وی در حرفه خود و استفاده از روش های مختلف تولید صدا باعث شده بود از او برای صدا پیشگی شخصیت های مختلف در ژانر های سینمایی متفاوت استفاده شود. استاد جلیلوند در مورد مهارتش در تولیدهای مختلف و صداپیشگی چنین می گفت: « من در حنجره ام می دانم کدام تار صوتی مخصوص چه نوع صدایی است و همه اینها تحت کنترل خودم است». وی علاوه بر اینکه با نوع صدای تولیدی برای شخصیت مورد نظر فیلم، آن را جذاب تر و دوست داشتنی می کرد بلکه شخصیتی جدید برای کاراکتر مورد نظر فیلم ایجاد می کرد و ابعاد جدیدی برای بیینده فیلم خلق می کرد. تبلور این موضوع را در  فیلم سینمایی ” زنده باد زاپاتا ” ساخته الیا کازان در ۱۹۵۲ میلادی، شخصیت امیلیانو زاپاتا که توسط بازیگر مشهور مارلون براندو بازی شد، و صدا پیشگی نقش زاپاتا بر عهده استاد جلیلوند بود، به وضوح می توان دریافت.

دوبله و مدیریت دوبلاژِ آثاری مثل: کسی آن بالا مرا دوست دارد، گربه‌ای روی شیروانی داغ، بیلیارد باز، آسمان خراش جهنمی، زنده باد زاپاتا، اتوبوسی به نام هوس، در بارانداز و شیرهای جوان، در کارنامه هنری جلیلوند ثبت شده است.

 

کامبوزیا پرتوی نویسنده و کارگردان سینما درگذشت

کامبوزیا پرتوی فیلمنامه نویس و کارگردان سینمای ایران که موفق به دریافت سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه برای من ترانه ۱۵ سال دارم، کافه ترانزیت، فراری و کامیون از جشنواره فیلم فجر شده بود و از این نظر رکورددار است، در ۴ آذرماه ۱۳۹۹ در بیمارستان دی تهران بر اثر سکته مغزی درگذشت.

وی متولد ۱۴ اسفندماه ۱۳۳۴ در رستم آباد گیلان بود. وی همچنین کارگردانی کافه ترانزیت، کامیون، گربه آوازه خوان و بچه طهران را در کارنامه هنری خود نیز دارد.

 

(مرضیه پاپی)